• No file selected.

    تحلیل کاراکتر و روان از خصوصیات دست

    Author

    هر عضو یا قسمتی از بدن انسان جزئی از مجموعه تمامی واحد انسانی و نمونه فعالیت نیروهای سیستم بدن و نشانگر همه خصوصیات روانی است. دستهای انسان از نظر ساختمانی طوری مهندسی شده که بیشتر و واضحتر از نقاط دیگر بدن متاثر می‌شود. حساسیت پاپیلارهای جاسازی شده در خطوط  کف دست بقدری است که محققان و اهل فن ارتعاشات پاپیلاری را در هیجانات و ترس و خشم به وضوح مشاهده کرده‌اند. شکل دست و نقش بندیهای خطی حاوی رموز و اسراری است که در کیفیت و خصوصیات روحی، ضعفها و قدرتها سخن می‌گوید.

  • No file selected.

    تدبیر امیر

    Author

    زمانی یک تن از راست گویان امانتی نزد تاجر محترمی گذاشت . بعد از چند روز که آمد مطالبه کند آن تاجر ابا نمود. صاحب امانت نزد امیر رفت و قضیه را باز گفت...

زندگی نامه جهان پهلوان تختی

نویسنده: مرتضی مرادوند, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

77 سال پیش در محله ی خانی آباد تهران در خانواده ای مذهبی و متوسط فرزندی به دنیا آمد که او را غلامرضا نام نهادند.

غلامرضا به غیر از خود دو برادر و دوخواهر به نام های محمد مهدی، غلامعلی، خدیجه و نرگش داشت که همگی از او بزرگتر بودند. در آن زمان کسی نمی دانست که آخرین فرزند این مادر روزی نام خانوادگی شان را برای همیشه در حافظه ی تاریخی مردم ایران حفظ خواهد کرد.

غلامرضا فرزند رجب خان و نوه ی حاج قلی خان فروشنده خواربار بود که چون در مقابل دکانش تخت بزرگی قرار می داد و روی آن می نشست در میان اهالی خانی اباد به حاج قلی خان تختی مشهور بود. همین عنوان بعدها به نام خانوادگی آنها افزوده و غلامرضا نیز به همین نام در میان مردم شهره شد.

پدر غلامرضا معروف به ارباب رجب صاحب سی هزار متر زمین و یخچال طبیعی در جنوب تهران بود. این زمین ها در زمان رضاخان به منظور احداث ایستگاه راه آهن به تصرف دولت درآمد و همین موجب ورشکستگی رجب خان شد. او که با تنگدستی مواجه شده بود برای تامین معاش خانواده اش ناچار به گرو گذاشتن خانه مسکونی خود گردید. این موضوع به شدت بر روحیه غلامرضا تاثیر گذاشت یه طوری که او روزی را که طلبکاران به خانه ی آنها رفتند و اثاثیه ی خانه شان را به کوچه ریختند هرگز فراموش نکرد. او این ماجرا را چنین توصیف می کند: " ما مجبور شدیم دو شب را در کوچه بخوابیم. شب سوم اثاثیه را به خانه همسایه ها بریم و دو اطاق اجاره کردیم. چندی بعد روزگار عرصه را بیش از پیش بر پدرم تنگ کرد تا اینکه مجبور شد یخچال های طبیعی اش را هم بفروشد" . ارباب رجب در نهایت تاب تحمل مشکلات را نیارود و بعد از اینکه یه اختلال حواس دچار شد بدرود حیات گفت.

این مقاله و مقالات بعدی  از کتاب" جهان پهلوان غلامرضا تختی"  تالیف " نجمه سجادی و سید محمد هادی طباطبایی"  اقتباس شده است

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (4 امتیاز)

به اشتراک گذاری