• انرژی هسته ای

    Author شایان منصوری

    منظور از انرژی هسته ای نوعی از انرژی است که از طریق ایجاد شکاف هسته ای در برخی از مواد معدنی با استفاده از یک تکنولوژی بسیار پیشرفته به دست می آید و سپس به انرژی الکتریکی تبدیل می شود. تکنولوژی هسته ای از زمان جنگ جهانی دوم و اختراع بمب هسته ای رشد کرد.

  • هوای تازه تنفس کنید

    Author شایان منصوری

    یکی از بلایایی که زندگی مدرن انسان را گریبان گیر خود کرده است آلودگی هواست که باید با آن به مقابله بپردازیم. آلودگی هوا موجب گرفتگی بینی، سینوزیت و سایر مشکلات تنفسی خواهد شد. آن چه تنفس می‌کنیم بر آن چه احساس می‌کنیم و میزان انرژی مان بسیار موثر خواهد بود.

  • فلزات و آلیاژهای جدید

    Author شایان منصوری

    توسعه صنایع به میزان قابل ملاحظه ای در ارتباط تنگاتنگ با توسعه تکنولوژی فلزات بوده است. نخستین انقلاب صنعتی جهان در انگلستان و زمانی آغاز شد که آبراهام داربی با استفاده از کک به تولید آهن مرغوب به مقادیر انبوه پرداخت.

  • بازیکن شماره‌ی "نه و نیم" در فوتبال

    Author وهاب مختاری

    "نه و نیم" معادل اصطلاح فرانسوی “neuf et demi” است. این اصطلاح یک عبارت آکادمیک در ادبیات فوتبال نیست و در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ در مطبوعات ورزشی شکل گرفته است. خیلی هم اصطلاح رایجی نیست. احتمالاً اولین بار است که آن را می‌خوانید. "نه و نیم" اصطلاحی است در توصیف برخی از فوتبالیست‌های بالفطره.

زندگی نامه جهان پهلوان تختی

نویسنده: مرتضی مرادوند, شنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۳, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی, تعداد بازدیدها 2707,

زندگی نامه جهان پهلوان تختی

77 سال پیش در محله ی خانی آباد تهران در خانواده ای مذهبی و متوسط فرزندی به دنیا آمد که او را غلامرضا نام نهادند.

غلامرضا به غیر از خود دو برادر و دوخواهر به نام های محمد مهدی، غلامعلی، خدیجه و نرگش داشت که همگی از او بزرگتر بودند. در آن زمان کسی نمی دانست که آخرین فرزند این مادر روزی نام خانوادگی شان را برای همیشه در حافظه ی تاریخی مردم ایران حفظ خواهد کرد.

غلامرضا فرزند رجب خان و نوه ی حاج قلی خان فروشنده خواربار بود که چون در مقابل دکانش تخت بزرگی قرار می داد و روی آن می نشست در میان اهالی خانی اباد به حاج قلی خان تختی مشهور بود. همین عنوان بعدها به نام خانوادگی آنها افزوده و غلامرضا نیز به همین نام در میان مردم شهره شد.

پدر غلامرضا معروف به ارباب رجب صاحب سی هزار متر زمین و یخچال طبیعی در جنوب تهران بود. این زمین ها در زمان رضاخان به منظور احداث ایستگاه راه آهن به تصرف دولت درآمد و همین موجب ورشکستگی رجب خان شد. او که با تنگدستی مواجه شده بود برای تامین معاش خانواده اش ناچار به گرو گذاشتن خانه مسکونی خود گردید. این موضوع به شدت بر روحیه غلامرضا تاثیر گذاشت یه طوری که او روزی را که طلبکاران به خانه ی آنها رفتند و اثاثیه ی خانه شان را به کوچه ریختند هرگز فراموش نکرد. او این ماجرا را چنین توصیف می کند: " ما مجبور شدیم دو شب را در کوچه بخوابیم. شب سوم اثاثیه را به خانه همسایه ها بریم و دو اطاق اجاره کردیم. چندی بعد روزگار عرصه را بیش از پیش بر پدرم تنگ کرد تا اینکه مجبور شد یخچال های طبیعی اش را هم بفروشد" . ارباب رجب در نهایت تاب تحمل مشکلات را نیارود و بعد از اینکه یه اختلال حواس دچار شد بدرود حیات گفت.

این مقاله و مقالات بعدی  از کتاب" جهان پهلوان غلامرضا تختی"  تالیف " نجمه سجادی و سید محمد هادی طباطبایی"  اقتباس شده است

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (4 امتیاز)

به اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها (0)

دیدگاه خود را با نویسنده این مطلب در میان بگذارید:




انصراف ارسال دیدگاه ...

کسب و کار