• ظهور تورف‌گر دردوره‌ی پرینتر سه‌بعدی

    Author

    از آغاز شکل‌گیری جامعه‌ی صنعتی، تولید‌کننده‌ی کالا و مصرف‌کننده‌ی آن به عنوان دو موجودیت مجزا در نظر گرفته می‌شدند. دو موجودیتی که به جز در زمان خرید و فروش کالا، کاری با هم ندارند. حتی بعد از آن، فاصله‌ی بیش‌تری هم بین تولیدکننده و مصرف‌کننده پدید آمد، تولیدکننده کالای‌اش را به توزیع‌کننده می‌فروشد و او هم به فروشگاه و فروشگاه هم به مصرف‌کننده. با این حال، به نظر می‌رسد این فاصله دارد از بین می‌رود و در آینده شاهد خواهیم بود که تولیدکننده و مصرف‌کننده تبدیل به موجودی واحد شوند: تورف‌‌گر!

  • No file selected.

    شکستن آیین "بست"

    Author

    بست نشستن در ایران سابقه ای طولانی دارد. برخی امامزاده‌ها، خانه مجتهدان بزرگ، مسجد شاه تهران و اصطبل شاهی بر طبق یک رسم دیرین از تعرض ماموران حکومت مصون بود. این مراکز ابتدا پناهگاهی برای مظلومان بود. مردمان بی یاور که دستشان به جایی بند نبود برای احقاق حق و یا از بیم تعرض، شکنجه و ظلم حکومت به یکی از این مراکز می‌رفتند و باصطلاح در آنجا بست می‌نشستند.

  • No file selected.

    خانه خود را به شما بخشیدم!

    Author

    امیرکبیر از مردم مفتخور و بیسواد و پرادعا نفرت داشت اما به عالمان و دانشمندان عمیقا احترام می‌گذاشت و کوشش می‌کرد آسایش روحی برای آنان فراهم گردد تا آنان بتوانند بدون اندیشیدن به مسائل دیگر زندگانی، به تحقیقات علمی خود ادامه دهند.

پارچه های فرنگی یک شاهی نمی ارزد

نویسنده: مرتضی مرادوند, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

امیرکبیر در برخورد با خارجیان با شجاعت و قاطعیت تمام رفتار می کرد. مردم ایران از این قاطعیت و شجاعت آگاه بودند امیر پیوسته از انگلیس و روسیه می خواست از صدور کالاهای بنجل و بی ارزش به ایران خودداری کنند، و الا بدون کوچکترین اغماضی روابط تجاری ایران را با آن کشورها قطع خواهد کرد.

در سال 1266 قمری پنجاه و سه نفر تاجر تبریزی عریضه ای به امیرکبیر نوشتند و در آن تذکر دادند که" پارچه های فرنگی که به ایران وارد می شود یک شاهی نمی ارزد و مایه بدبختی تجار گشته". آنان برای امیر شرح دادند که چون در این مورد به وزیر مختار انگلیس شکایت کرده اند وی با وقاحت گفته است : " شما نخرید آنها صادر نخواهند کرد."

بازرگانان در پایان می نویسند:

" جلوگیری از ورود منسوجات فرنگی کافی نخواهد بود. از آن جناب استدعا داریم به دولتهای فرنگ اعلام فرمایید که هر گاه بعد از این قماش مزخرف و بنجل خود را بیاورند در سر حد ایران ضبط دیوان خواهد شد. و از این تاریخ دو ماه به ایرانیان  و شش ماه به فرنگیان مهلت بدهید. بعلاوه به محمدخان مصلحت گزار نیز دستور فرمایید که به همه جا اعلام کند که اگر از آن اجناس پست بی مصرف بیاورند ضبط خواهد گردید"

در این نامه دو نکته جلب توجه می کند: یکی اصرار بازرگانان علیه ورود پارچه های فرنگی و اینکه باید آنها را دور ریخت و دیگر اینکه برای امیر قدرتی قائل بودند که فقط میتوانست جلوی ورود امتعه خارجی را بگیرد، بلکه همه را یکسره ضبط دولت بکند.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (3 امتیاز)

به اشتراک گذاری