سه نظریه علمی تاثیرگذار در قرن بیست و یکم

نویسنده: میلاد صبوری, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

سه نظریه علمی تاثیرگذار در قرن بیست و یکم

 

نظریه نسبیت، نظریه آشوب و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به عنوان سه موضوع علمی مطرح در قرن بیستم هستند که باید منتظر تاثیر کاربرد هر یک از آنها در فناوری قرن بیست و یکم بود.

 

قرن بیستم، قرن رشد شکوفایی علمی است. پیشرفت‌های بشر در این قرن به تنهایی با پیشرفت‌های صورت گرفته در پیش از آن برابری می‌کند. بسیاری از نظریه های علمی مطرح شده در قرن بیستم، نقطه شروعی برای پیشرفت‌های شگرف در قرن بیست و یکم هستند.نظریه آشوب

 

بسیاری از نظریه های علمی مطرح شده تا به امروز در قالب فناوری‌های مختلف، جنبه کاربردی پیدا کرده اند و در زندگی روزمره بشر ساری و جاری هستند. از این میان نظریه‌هایی هستند که به علت وسعت و پیچیدگی، هنوز به طور کامل تبدیل به فناوری نشده اند. اگر بشر قادر باشد در قرن حاضر برخی از این نظریه‌ها را تبدیل به فناوری نماید، می‌توان گفت که قرن بیست و یکم قرن یک تحول و جهش بزرگ در زندگی بشر خواهد بود.

نظریه آشوب

 

در قرن بیستم سه نظریه مطرح شد که هر کدام به تنهایی می‌توانند سرچشمه پیشرفت‌های شگرف در قرن بیست و یکم شوند. اولین نظریه با نام نظریه نسبیت، مربوط به آلبرت انیشتن (1879 تا 1955) است. دومین نظریه به نام نظریه آشوب است. این نظریه توسط دانشمندان متعددی مورد پژوهش قرار گرفته است که یکی از پیشگامان آنها ادوارد لرنز (1917 تا 2008) ریاضی‌دان و هواشناس آمریکایی است. سومین موضوع علمی تاثیرگذار نیز اصل عدم قطعیت از ورنر هایزنبرگ (1901 تا 1976) فیزیکدان آلمانی است.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

3.4/5 امتیازهای داده شده (8 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

میلاد صبوری

اطلاعات عمومی