• No file selected.

    حکومت به شما دادن، چراغ دم باد نهادن است.

    Author

    پس از آنکه میرزا تقی خان به صدارت رسید دوستان و آشنایان سابق وی به امید رسیدن به پست و مقام به نزد وی رفتند اما از آنجا که ملاک و ضابطه امیرکبیر کاردانی و لیاقت اشخاص بود به افراد بی کفایت و متملق و چابلوس کاری رجوع نکرد.

  • No file selected.

    شکستن آیین "بست"

    Author

    بست نشستن در ایران سابقه ای طولانی دارد. برخی امامزاده‌ها، خانه مجتهدان بزرگ، مسجد شاه تهران و اصطبل شاهی بر طبق یک رسم دیرین از تعرض ماموران حکومت مصون بود. این مراکز ابتدا پناهگاهی برای مظلومان بود. مردمان بی یاور که دستشان به جایی بند نبود برای احقاق حق و یا از بیم تعرض، شکنجه و ظلم حکومت به یکی از این مراکز می‌رفتند و باصطلاح در آنجا بست می‌نشستند.

  • No file selected.

    اولین مبارزه مهم

    Author

    اولین کشتی مهم غلامرضا در باشگاه پولاد با ضیا میرقوامی در وزن 67 کیلوگرم و در سال 1329 بود. ضیا میر قوامی در آن زمان پهلوان پایتخت بود و در آن مسابقه ضیا برنده شد و غلامرضا امتیاز نیاورد.

سفیر روس و کشک و بادمجان

نویسنده: مریم اکرمی, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

یکی از معلمان مدرسه دارالفنون به نام نظرآقا یمین السلطنه تعریف می کرد:

وقتی من خیلی جوان و در وزارت امور خارجه مترجم بودم میرزا تقی خان امیرکبیر هر وقت سفرای خارجه را می پذیرفت مرا برای مترجمی  احضار می کرد.

در یکی از ملاقاتهای بین امیرکبیر و سفیر روس حادثه جالبی اتفاق افتاد. وزیر مختار روس در یک موضوع سر حدی تقاضای بی مناسبتی داشت امیر که معمولا به این تقاضاها گوش نمی داد، وقتی مطلب وزیر مختار روس را ترجمه کردم در جواب گفت: از وزیر مختار روس بپرس که هیچ کشک و بادمجان خورده ای؟

وزیر از این سوال تعجب کرد و گفتت: بگویید خیر!

امیر گفت: پس به وزیر مختار بگو ما در خانه مان یک فاطمه خانم داریم که کشک و بادمجان خوبی درست می کند و امروز هم کشک و بادمجان درست کرده. یک قسمت هم برای شما خواهیم فرستاد تا بخورید و ببینید چقدر خوب است! آی کشک بادمجان آی فاطمه خان.

وزیر مختار گفت: بگویید ممنونم! اما در موضوع سر حدی چه می فرمایید؟

من سخنان او را برای امیر ترجمه کردم. امیر گفت: به وزیر مختار بگویید آی کشک بادمجان، آی فاطمه خانم!

و همینطور ادامه داد تا بالاخره چون وزیر مختار دید که جواب دیگری دریافت نمی دارد با کمال یاس از جا برخاست و مرخصی گرفته ، تعظیم نموده و رفت.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (2 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

مریم اکرمی

پزشکی و سلامت