• لطفا به گل‌ها از بالا نگاه نکنید!

    Author

    در یک روز معمولی، وقتی از کنار گل‌های فضای سبز یک میدان در خیابان‌های شهرتان رد می‌شوید، یا از ردیف گل‌های بنفشه‌ی بوستان نزدیک منزل‌تان یا رزهای با طراوت یک باغ در خارج شهر گذر می‌کنید، همیشه به آن‌ها از بالا نگاه می‌کنید. پس اگر به طور ایستاده و با نگاه بالا به پایین، یعنی همان‌طور که همیشه آن‌ها را می‌بینید، از گل‌ها عکس بیاندازید، عکس‌های شما به خوبی هر چه تمام‌تر ... معمولی به نظر خواهند رسید!

  • رئالیسم جادویی

    Author

    چند روزی است که رمان "کوری" نوشته‌ی ژوزه ساراماگو را دست گرفته‌ام و هر شب چند برگی می‌خوانم. ساراماگو یکی از نامداران "رئالیسم جادویی" است. با خودم گفتم بد نیست کمی درباره‌ی این سبک ادبی بنویسم.

  • No file selected.

    هنوزهم ایستاده‌ام.

    Author

    عضلات پایین  پا بیشترین مقدار کشیدگی عضلاتی را در طول روز تجربه می‌کنند. هنگام راه رفتن، دویدن و پریدن این عضلات بیش از سایر عضلات متاثر می‌گردند. بنابراین  تعجبی ندارد اگر ماهیچه های ساق پا اغلب منقبض، پر از تنش و مستعد برای کرامپ و مستعد و واریس باشند.

سفیر روس و کشک و بادمجان

نویسنده: مریم اکرمی, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

یکی از معلمان مدرسه دارالفنون به نام نظرآقا یمین السلطنه تعریف می کرد:

وقتی من خیلی جوان و در وزارت امور خارجه مترجم بودم میرزا تقی خان امیرکبیر هر وقت سفرای خارجه را می پذیرفت مرا برای مترجمی  احضار می کرد.

در یکی از ملاقاتهای بین امیرکبیر و سفیر روس حادثه جالبی اتفاق افتاد. وزیر مختار روس در یک موضوع سر حدی تقاضای بی مناسبتی داشت امیر که معمولا به این تقاضاها گوش نمی داد، وقتی مطلب وزیر مختار روس را ترجمه کردم در جواب گفت: از وزیر مختار روس بپرس که هیچ کشک و بادمجان خورده ای؟

وزیر از این سوال تعجب کرد و گفتت: بگویید خیر!

امیر گفت: پس به وزیر مختار بگو ما در خانه مان یک فاطمه خانم داریم که کشک و بادمجان خوبی درست می کند و امروز هم کشک و بادمجان درست کرده. یک قسمت هم برای شما خواهیم فرستاد تا بخورید و ببینید چقدر خوب است! آی کشک بادمجان آی فاطمه خان.

وزیر مختار گفت: بگویید ممنونم! اما در موضوع سر حدی چه می فرمایید؟

من سخنان او را برای امیر ترجمه کردم. امیر گفت: به وزیر مختار بگویید آی کشک بادمجان، آی فاطمه خانم!

و همینطور ادامه داد تا بالاخره چون وزیر مختار دید که جواب دیگری دریافت نمی دارد با کمال یاس از جا برخاست و مرخصی گرفته ، تعظیم نموده و رفت.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (2 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

مریم اکرمی

اطلاعات عمومی