• No file selected.

    هدیه‌ای برای امیرکبیر

    Author

    آفتاب تازه از پس کوههای شرق بیرون زد که چهار سوار از دروازه شهر خوی خارج شدند. آنها به دنبال خود قاطری را می‌کشیدند بر روی قاطر چند صندوق دیده می‌شد.

  • No file selected.

    مرکز بدن شکم

    Author

    با وجود این که شکم ارتباط نزدیکی با اصلی ترین نیازهای ما گرسنگی و ارتباط جنسی دارد بی حفاظ ترین و آسیب پذیرترین عضو بدن است.

  • No file selected.

    نحوه ثبت نام در آزمون تافل

    Author

    تافل آزمونی برای ارزیابی مهارت‌های چهارگانه زبان انگلیسی افراد برای کاربردهای آکادمیک است. این آزمون توسط سازمان ETS برگزار می‌شود. سالانه هزاران نفر از سرتاسر جهان در این آزمون که در نقاط مختلف دنیا برگزار می‌شود شرکت می‌کنند.

دستهای خود را شل کنید.

نویسنده: شایان منصوری, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

حتی از همان زمانی که قادر می‌شویم روی دو پای خود بایستیم دستهای ما ابزارهایی مهم برای شکل گرفتن حرکتهایمان و کشف دنیای پیرامون است. با کمک این ابزار قادر هستیم صدها حرکت دشوار و ظریف از قبیل گرفتن، پرتاب کردن، نقاشی و نوشتن را انجام دهیم.

علاوه بر این دست‌ها به ما کمک می‌کنند تا مکنونات درونی خود را آشکار سازیم و برای انتقال عمیقترین احساسات از آن بهره ببریم. نوازش کردن، در آغوش گرفتن و فشردن دست دیگران هم از حرکاتی است که ما برای بیان احساسات واقعی خود از آنها استفاده می‌کنیم.

دستهای خود را شل کنید.دست‌ها، بازوها ما اندامهای بسیار فعالی هستند و مسلما برای ما بسیار مهم‌اند ولی چون همواره از این اعضا در حال استفاده هستیم  به راحتی استرس و تنش زیادی در عضلات و ماهیچه‌های این ناحیه انباشته می‌گردد. در طول زمان اثرات این گرفتگی و خشکی عضلات با سردرد، درد در گردن، شانه ها و پشت، خود را نمایان خواهد کرد.

زمانی که به ماساژ دستهای خود می‌پردازید مسلما از این که این اندام تا چه اندازه تنش را در خود انباشته است متعجب خواهید شد. بنابراین ضرورت دارد که در طول روز زمانی را برای مراقبت از این اندام مهم کنار بگذارید تا بدانید این عضو مهم تا چه اندازه برایتان کار انجام می‌دهد. به زودی در می‌یابید که دست‌هایتان تا چه حد آسوده، پر انرژی و فعال گشته‌اند.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.7/5 امتیازهای داده شده (3 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

شایان منصوری