• درباره کوکاکولا

    Author

    کولاکولا را دکتر داروسازی به نام جان پمبرتون در سال ۱۸۸۶ ابداع کرد. پمبرتون می‌خواست با استفاده از برگ‌های کوکا، دارویی برای رفع خستگی و درد بسازد. برگ‌های کوکا حاوی ماده‌ی کوکائین هستند. البته امروزه کوکاکولا بدون کوکائین تهیه می‌شود. جالب است بدانید که شرکت کوکاکولا سالانه حدود صد تن برگ کوکا از کشور پرو وارد می‌کند.

     

  • No file selected.

    آزمون تافل (TOEFL iBT)

    Author

    با توجه به اینکه این روزها در حال آماده شدن برای آزمون تافل هستم، تصمیم گرفتم چند خطی در مورد این آزمون بنویسم.

  • No file selected.

    ترفندهای رایج در مذاکرات (بخش چهارم)

    Author

    "هندونه زیر بغل کسی گذاشتن"، اصطلاح رایجی است که بارها شنیده‌ایم و احتمالا به دفعات این کار را در مورد دیگران انجام داده‌ایم و یا دیگران آن را در مورد ما انجام داده‌اند. اما همین عمل ساده یکی از ترفندهای جالب در مذاکرات است که اگر یک مذاکره کننده موفق به صورت زیرکانه از آن استفاده کند می‌تواند در هدایت جریان مذاکره به نقطه دلخواه، بسیار اثر گذار باشد.

  • No file selected.

    انرژی اقیانوس

    Author

    می دانیم که بیش از دو سوم سطح کره زمین را آب پوشانده است. دریاها و اقیانوسها منابع انرژی خداداد و لایزالی هستند که چشم اندازهای گسترده ای در برابر بشر می گشانید. به طور کلی انرزی اقیانوسها را در سه شکل می توان مورد استفاده قرارداد.

خود را به عنوان کسی در نظر بگیرید که برای خودش کار می کند.

نویسنده: مرتضی مرادوند, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

در جریان یک بررسی که چند سال قبل در نیویورک انجام گرفت، پژوهشگران متوجه شدند که 3 درصد سطح بالای هر شاخه فعالیت در استخدام خود هستند.

آنها با شرکت به گونه ای برخورد می کردند که انگار به شخص آنها تعلق داشت. آنها خود را مسئول امور مالی زندگی خود در نظر می گرفتند. آنها هر اتفاقی را که برای شرکتشان روی می داد شخصی به حساب می آوردند انگار که 100 درصد سهام شرکت به آنها تعلق دارد.

بزرگترین اشتباهی که ممکن است بکنید این است که فکر کنید برای کسی جز خودتان کار می کنید. از روزی که اولین شغل خود را می گیرید تا زمانی که بازنشسته می شوید برای خوتان کار می کنید.

مدیر فروش یک شرکتهای فرچون 500 زمانی حکایت جالبی  برایم تعریف کرد می گفت با فروشندگان ارشد شرکتش بر سر قرارداد نهایی یک فروش 200 میلیون دلاری به یک مشتری عمده با آنها مذاکره می کرد. درجریان زنگ  تنفس این مشتری مدیر شرکت را به گوشه ای کشید و با اشاره به مامور فروش شرکت پرسید: (( فکر می کنم او صاحب این شرکت باشد. غیر از این است؟))

مدیر فروش که آن فروشنده را می شناخت کمی حیرت زده شد  و پرسید: چرا این حرف را می زنید؟

مشتری گفت: در تمام جلساتی که با او داشتم هر وقت به شرکت اشاره می کند می گوید " شرکت من"، "کارکنان من". طوری  حرف می زند که به راستی صاحب شرکت است. آبا به واقع همینطور است؟

مدیر فروش لبخندی زد و گفت: بله به شکلی می توان گفت که هست.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (3 امتیاز)

به اشتراک گذاری