• تفکر واگرا

    Author

    تفکر واگرا روشی‌ است برای کشف جنبه‌های مختلف یک مفهوم. با شروع از یک ایده‌ی اولیه، متفکر واگرا به ذهن‌اش اجازه می‌دهد که در جهت‌های مختلفی جستجو کند و ایده‌ها و نکات بسیاری درباره‌ی همان مطلب اولیه گردآوری کند. تفکر واگرا را می‌توان به عنوان یک روش طوفان ذهنی خلاق، در موضوعات متنوع و جاهای مختلفی از دپارتمان تحقیق و توسعه‌ی یک شرکت بزرگ گرفته تا یک کلاس درس معمولی، به کار گرفت.

  • No file selected.

    دوران تحصیل

    Author

    غلامرضا 7 ساله بود که به دبستان منوچهری واقع در خیابان خانی آباد رفت و به تحصیل پرداخت. اما تنها 9 سال درس خواند چرا که مجبور بود برای تامین مخارج زندگی کار کند.

  • No file selected.

    قصه‌ی منزوی‌آباد!

    Author

    در روزگاران قدیم در نقطه‌ای از کره زمین، سرزمینی وجود داشت به نام "منزوی‌آباد". منزوی‌آباد پر بود از زمین‌های کشاورزی و برای همین گندم نسبتا خوب و ارزانی تولید می‌کرد تا حدی که کمتر سرزمینی به پای آن می‌رسید. از قضا ...

خانه خود را به شما بخشیدم!

نویسنده: مریم اکرمی, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

امیرکبیر از مردم مفتخور و بیسواد و پرادعا نفرت داشت اما به عالمان و دانشمندان عمیقا احترام می‌گذاشت و کوشش می‌کرد آسایش روحی برای آنان فراهم گردد تا آنان بتوانند بدون اندیشیدن به مسائل دیگر زندگانی، به تحقیقات علمی خود ادامه دهند.

یکی از اندیشمندان زمان وی علیقلی اعتضاد السطنه فرزند فتحعلی شاه بود. اعتضاد السلطنه کوشش می‌کرد تا با یافتن مدارک  و منابع، شرح حال دانشمندان و عالمان ایرانی را به رشته تحریر درآورد. او نام کتاب خود را نامه دانشوران گذاشت، کتابی که هنوز یکی از منابع معتبر و محل رجوع  پژوهشگران ایرانی است.

روزی اعتضاد السلطنه به نزد امیرکبیر رفت. امیر با احترام از جا برخاست و او را در کنار خود نشاند و آنگاه درباره چگونگی موضوعاتی که وی در حال تحقیق و پژوهش درباره آنها بود پرسش‌هایی نمود و اعتضاد السلطنه نیز پاسخ‌های کافی داد. در پایان اعتضاد السلطنه به امیر گفت: خوب است مرحمتی کرده به شاه عرض کنید که خانه‌ای برای سکونت به من مرحمت فرمایند.

امیر ابروها را درهم کشید و گفت: خیلی عجیب است! در این دیار هر بیسواد بی سروپایی خود را به جایی وصل کرده و صاحب خانه و باغهای بزرگ شده است اما مرد دانشمندی چون شما هنوز بی خانه است ! من این خجالت و شرمساری را کجا ببرم؟ لزومی ندارد که به شاه عرض کنم خانه خودم را که تازه از ساختمان آن فارغ شده‌ام به شما بخشیدم، بروید در آنجا اقامت کنید.

شاهزاده نیز با این فرمان به خانه امیرکبیر در انتهای بازار امیرکبیر " بازار کفاشهای فعلی"  نقل مکان کرد و سالها در آنجا اقامت گزید.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

3.8/5 امتیازهای داده شده (6 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

مریم اکرمی