• صاف ایستادن چه حسنی دارد

    Author صنم سرایی

    وقتی ما کاملا صاف می‌ایستیم سر خود به خود سر جایش قرار می‌گیرد و در حالت تعادل روی مهره‌ی بالایی گردن بالانس می‌شود بازوها راحت از شانه‌ها به سمت پایین آویزان می‌شوند، دست‌ها و انگشت‌ها نیز نیازی به نگه داشتن ندارند و خود به خود آویزان هستند ،حنجره آزاد است، غده‌ی تیروئید بلامانع کار می‌کند و تحریک نمی‌شود قلب و ریه فضای کافی و لازم را در قفسه سینه دارند آنها قادرند در این حالت بدون هیچ گونه اشکالی کار کنند و ارگان‌های موجود در داخل شکم در وضعیت طبیعی خود قرار می‌گیرند و از ادامه کار خود را انجام می‌دهند. کدام ارگان‌ها؟ کبد، معده، طحال، کیسه‌ی صفرا ، غده‌ی پانکراس، روده‌ها و کلیه‌ها. این ارگان‌ها به مثابهی کارگاه‌های فنی زندگی هستند. بنابراین صاف یا ناصاف ایستادن در کار این کارگاه‌ها اثر مثبت منفی یا ترمزکننده دارد.

  • نحوه ثبت نام در آزمون تافل

    Author میلاد صبوری

    تافل آزمونی برای ارزیابی مهارت‌های چهارگانه زبان انگلیسی افراد برای کاربردهای آکادمیک است. این آزمون توسط سازمان ETS برگزار می‌شود. سالانه هزاران نفر از سرتاسر جهان در این آزمون که در نقاط مختلف دنیا برگزار می‌شود شرکت می‌کنند.

  • بازی با گو ش‌ها

    Author مریم اکرمی

    گرچه گوش‌ها یکی از حساس‌ترین قسمت‌ها در آناتومی بدن انسان هستند اما از بخشی‌هایی به شمار می‌آیند که ما توجه بسیار کمی به آن‌ها داریم.

حکومت به شما دادن، چراغ دم باد نهادن است.

نویسنده: شایان منصوری, چهارشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۲, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی, تعداد بازدیدها 3820,

حکومت به شما دادن، چراغ دم باد نهادن است.

پس از آنکه میرزا تقی خان به صدارت رسید دوستان و آشنایان سابق وی به امید رسیدن به پست و مقام به نزد وی رفتند اما از آنجا که ملاک و ضابطه امیرکبیر کاردانی و لیاقت اشخاص بود به افراد بی کفایت و متملق و چابلوس کاری رجوع نکرد.

محمد حسن خان اعتماد السلطنه در کتاب صدرالتواریخ خود چنین حکایت می‌کند:

" یکی از سرتیپان که در سوابق ایام یا امیر نظام دوستی داشت چون شنید که رفیق دیرین به صدارت رسیده است به امید او از تبریز به طرف تهران آمد و چنان پنداشت که با آن همه یک جهتی و دوستداریهایی که با امیر داشته است به حکومتهای بزرگ خواهد رسید. به این امیدواری وارد شد. امیر با آن که مقتضی شان صدارت نبود از او نهایت پذیرایی به عمل آورد و بر احترامش افزود و هر روز نزد خود جایش داد.

سرتیپ مدتی ماند و دید که امیر به خیال آن نیست که این رفیق را حکومتی دهد. روزی تمنای حکومت نمود و از ارادتهای سابق زبان برگشود.امیر بخندید و گفت: حکومت به شما دادن، چراغ دم باد نهادن است. به خاطر داری که در تبریز برای گذراندن زندگی ملکی داشتی و هر روز در نگاهداری آن عاجز بودی و نمی توانستی نظمی در آنجا بدهی که خود و ما را آسوده بگذاری؟ با آن که کمال طرفداری از تو کردم باز هم رعایای مملکت متفرق بودند و شکایت می‌کردند. با این حالت هرگز به شما حکومت نخواهم داد و هیچ کاری به تو نخواهم سپرد ولی به ملاحظه آن دوستداریها هر چه بخواهی به شما دستی می‌دهم و نهایت رعایت را خواهم کرد."

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (2 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

شایان منصوری

دیدگاه‌ها (0)

دیدگاه خود را با نویسنده این مطلب در میان بگذارید:




انصراف ارسال دیدگاه ...

کسب و کار

پزشکی و سلامت

اطلاعات عمومی