جوانمردی امیرکبیر

نویسنده: شایان منصوری, يكشنبه, ۲۸ بهمن -۲, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی, تعداد بازدیدها 3377,

جوانمردی امیرکبیر

درزمان میرزاتقی خان امیرکبیر، میرزا رضا قلی خان جوشقانی را متهم به یاغیگری کردند. به فوجی که مامور و عازم فارس  بود، دستور داده شد میرزا رضا قلی را در جوشقان بگیرد. وی به مقابله با قوای دولتی برخاست و پس از مدتی جنگ، سرب و باروت سلاحهای او و یارانش تمام شد و از جوشقان فرار کرد. اردوی دولتی نیز به تعقیب او پرداخت.

رضا قلی در بین راه قمصر و کاشان به باغ میرزا عبدالله ارباب می‌رود. مدتی بعد قوای دولتی می‌رسند و از صاحبخانه می‌خواهند که مرد یاغی را تحویل دهد. میرزا عبدالله در پاسخ می‌گوید: میرزا رضا قلی مهمان من است و اکنون مشغول غذا خوردن است صبر کنید بعد از غذا می‌آید.

ساعتی بعد که قوای دولتی قصد دستگیری او را می‌کنند، می‌گوید: او مشغول نماز خواندن است.

در این هنگام رضا قلی از فرصت استفاده می‌کند و از راه قنات از پشت باغ فرار می‌کند. ماموران میرزاعبدالله را به جرم فراری دادن او دستگیر می‌کنند و به تهران می‌آورند.

مدتی بعد میرزا عبدالله را به نزد امیرکبیر می‌آورند. امیرکبیر به او می‌گوید: چرا موجب شدی که یک یاغی از چنگال دولت بگریزد؟

میرزاعبدالله پاسخ داد: او مهمان من بود و به من پناهنده شده بود. از جوانمردی به دور بود که او را تحویل ماموران دولت بدهم. در این مورد هر چه بر من وارد آید شکایتی نخواهم داشت.

امیرکبیر خندید و گفت: راست می‌گویی و جوانمردی تو قابل توجه است. آیا تو قول می‌دهی که میرزا رضا هم مثل تو جوانمردی داشته باشد و اگر او را به تو ببخشم دیگر شرارت نکند؟

میرزا عبدالله پاسخ داد: آری، قول می‌دهم.

امیرکبیر رضاقلی را به او بخشید و این جوانمردی از امیرکبیر در یادها ماند.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

3.6/5 امتیازهای داده شده (5 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

شایان منصوری

دیدگاه‌ها (0)

دیدگاه خود را با نویسنده این مطلب در میان بگذارید:




انصراف ارسال دیدگاه ...

پزشکی و سلامت

اطلاعات عمومی