• صورت

    Author مرتضی مرادوند

    اشتباه نگه داشتن در صورت نیز صدق می کند. با دقت به مردم نگاه کنید که چطور در مترو می نشینند. این چهره های خسته، غمگین، کسل، اندوهناک، نگران، این دهان باریک و عبوس و لب ها که به جلو حرکت داده شده است و هیچ وقت خنده بر آن ها نمی نشیند.

  • ماساژ انگشتان

    Author شایان منصوری

    انگشتان بی وقفه در حال حرکت و تلاشند. آن ها از مهم ترین ابزارهای ما برای کشف دنیای پیرامون هستند. اما در طی این جستجو مقدار زیادی تنش و گرفتگی در خود انباشته می کنند و به همین دلیل است که پس از مدتی با بالاتر رفتن سن در می یابیم که دیگر چابکی سابق را ندارند.

  • علایم ویروسی شدن سیستم کامپیوتر

    Author مریم اکرمی

    ویروس بالاخره ضربه خود را می زند و گاه شما هنگامی متوجه این برنامه کوچک اما مخرب می شوید که دیگر کار از کار گذشته است. اما به هر حال وقتی ویروس فعال می شود، نشانه هایی از خود آشکار می سازد که برخی از آنها اشاره می شود.

جوانمردی امیرکبیر

نویسنده: شایان منصوری, يكشنبه, ۲۸ بهمن -۲, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی, تعداد بازدیدها 3545,

جوانمردی امیرکبیر

درزمان میرزاتقی خان امیرکبیر، میرزا رضا قلی خان جوشقانی را متهم به یاغیگری کردند. به فوجی که مامور و عازم فارس  بود، دستور داده شد میرزا رضا قلی را در جوشقان بگیرد. وی به مقابله با قوای دولتی برخاست و پس از مدتی جنگ، سرب و باروت سلاحهای او و یارانش تمام شد و از جوشقان فرار کرد. اردوی دولتی نیز به تعقیب او پرداخت.

رضا قلی در بین راه قمصر و کاشان به باغ میرزا عبدالله ارباب می‌رود. مدتی بعد قوای دولتی می‌رسند و از صاحبخانه می‌خواهند که مرد یاغی را تحویل دهد. میرزا عبدالله در پاسخ می‌گوید: میرزا رضا قلی مهمان من است و اکنون مشغول غذا خوردن است صبر کنید بعد از غذا می‌آید.

ساعتی بعد که قوای دولتی قصد دستگیری او را می‌کنند، می‌گوید: او مشغول نماز خواندن است.

در این هنگام رضا قلی از فرصت استفاده می‌کند و از راه قنات از پشت باغ فرار می‌کند. ماموران میرزاعبدالله را به جرم فراری دادن او دستگیر می‌کنند و به تهران می‌آورند.

مدتی بعد میرزا عبدالله را به نزد امیرکبیر می‌آورند. امیرکبیر به او می‌گوید: چرا موجب شدی که یک یاغی از چنگال دولت بگریزد؟

میرزاعبدالله پاسخ داد: او مهمان من بود و به من پناهنده شده بود. از جوانمردی به دور بود که او را تحویل ماموران دولت بدهم. در این مورد هر چه بر من وارد آید شکایتی نخواهم داشت.

امیرکبیر خندید و گفت: راست می‌گویی و جوانمردی تو قابل توجه است. آیا تو قول می‌دهی که میرزا رضا هم مثل تو جوانمردی داشته باشد و اگر او را به تو ببخشم دیگر شرارت نکند؟

میرزا عبدالله پاسخ داد: آری، قول می‌دهم.

امیرکبیر رضاقلی را به او بخشید و این جوانمردی از امیرکبیر در یادها ماند.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

3.6/5 امتیازهای داده شده (5 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

شایان منصوری

دیدگاه‌ها (0)

دیدگاه خود را با نویسنده این مطلب در میان بگذارید:




انصراف ارسال دیدگاه ...

پزشکی و سلامت

اطلاعات عمومی