• No file selected.

    هنوزهم ایستاده‌ام.

    Author

    عضلات پایین  پا بیشترین مقدار کشیدگی عضلاتی را در طول روز تجربه می‌کنند. هنگام راه رفتن، دویدن و پریدن این عضلات بیش از سایر عضلات متاثر می‌گردند. بنابراین  تعجبی ندارد اگر ماهیچه های ساق پا اغلب منقبض، پر از تنش و مستعد برای کرامپ و مستعد و واریس باشند.

  • No file selected.

    شکستن آیین "بست"

    Author

    بست نشستن در ایران سابقه ای طولانی دارد. برخی امامزاده‌ها، خانه مجتهدان بزرگ، مسجد شاه تهران و اصطبل شاهی بر طبق یک رسم دیرین از تعرض ماموران حکومت مصون بود. این مراکز ابتدا پناهگاهی برای مظلومان بود. مردمان بی یاور که دستشان به جایی بند نبود برای احقاق حق و یا از بیم تعرض، شکنجه و ظلم حکومت به یکی از این مراکز می‌رفتند و باصطلاح در آنجا بست می‌نشستند.

تهران چگونه پايتخت شد؟

نویسنده: مانی هاشمیان, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

تهران چگونه پايتخت شد؟

ر این مقاله می‌خواهیم راجع به به اینکه چگونه تهران پایتخت شد صحبت کنیم.

به عقيده اکثر تاريخ نگاران ، قاجاريه در اصل طايفه‌يي  از نژاد مغول  بودند، که همراه با چنگيز و جانشينان مهاجهم او به کشورهاي اسلامي آن روزگار آمده، در ‍«  ايران ‍» ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند.  اين طايفه به هنگام تشکيل سلسله صفويه به ياري شاه اسماعيل صفوي، مؤسس اين سلسه، شتا فتند. پنجاه سال بعد، در زمان شاه عباس اول ملقب به ‍« کبير ‍»، که پنجمين پادشاه سلسله صفوي بود، قاجاريه براساس مقاصد سياسي  نظامي خويش از محل اصلي خود به نقاط مختلف کوچ داد  و به مرور زمان، آن دسته از قاجاريه که به منظور جلوگيري از دستبرد هاي ترکمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند، در اواخر عهد صفوي قدرت و شوکت بسيار يافتند و چابک سوران در ظهور ‍«  نادر ‍»  که از نوابغ عصر  خود بود، در ارتش جهانگشاي او نقش مهمي داشتند و حکومت استر آباد و گرگان نيز معمولا در دست بزرگان طايفه بود.

‍«  نادر ‍»  که در پايان عمر خود دچار جنون  قدرت شده بود، بعد از دوازه سال سلطنت و آن همه فتوحات نمايان در ماوراي مرزهاي ايران، سرانجام به دست سران ‍« قزلباش ‍» که از فرماندهان سپاه او بودند، کشته شد و با مرگ او، که در 257 سال پيش اتفاق افتاد، بار ديگر خان‌هاي مدعي سلطنت و سران ايلات و عشاير براي تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند. در روزگار قديم تغيير سلطنت هميشه با آشوب ها و قتل و غارت‌ها و جنگ‌هاي خونين همراه بود . خونها ريخته مي شد و خانمان‌ها برباد مي‌رفت و هميشه ملت مظلوم ، وجه المصالحه مناقشات اهل قدرت بود  تا ظالمي برود و ظالمي ديگر به جاي او بنشيند .

باري ‍«  نادر ‍» که کشته شد، رقيبان به جان هم افتادند. جنگ هاي خونين مدعيان سلطنت يازده سال نمام به طول انجاميد و سرانجام از مدعيان تاج و تخت ايران دو نفر بيشتر باقي نمانده، يکي از اين دو ‍«محمد حسن خان قاجار، پدر آقا محمد خان، مؤ سس سلسله قاجاريه، بود که بر سواحل خزر و شمال ايران تا اصفهان مستولي بود، و ديگري کريم خان زند که بر فارس و قسمتي از ايران غربي فرمانروايي داشت. اما تقدير چنان رقم ده بود که محمد حسن خان با وجود فتوحات درخشاني که کرده بود به دست خودی‌ها کشته شود و چنين شد.‍« آقامحمدخان ‍» قاجار، بعد از کشته شدن پدر، از بيم دشمنان خانوادگي که قصد جانش را داشتند  به ‍« صحراي يموت ‍» گريخت و نزد ترکمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدري و آوارگي به دربار کريمخان زند برده شد و ‍« خان زند ‍» او را تحت حمايت خود گرفت و با خود به شيراز برد. ‍« آقا محمد خان قا جار ‍» ، که در کودکي به وسيله دشمنان پدرش ‍« مقطوع النسل ‍»  شده بود، تا هنگامي که ساعات عمر ‍«خان زند ‍» به شمارش افتاد به گروگان در دربار کريمخان بود، و چون به وسيله يکي از زنان حرم که با او نسبتي داشت از مرگ قريب الوقوع خان زند با خبر شد، تصميمي بموقع گرفت، منتظر مرگ کريمخان نماند، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاريه، که مثل خود او در دربار کريمخان گروگان بودند، بي خبر از شيراز گريخت و به تاخت خود را به دهکده ‍« تهران ‍» رسانيد، يعني همان دهکده يي که مقدر بود پايتخت جديد ايران باشد. اين واقعه در 1193 هجري قمري، يعني 225 سال پيش اتفاق افتاد .

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.1/5 امتیازهای داده شده (10 امتیاز)

به اشتراک گذاری