• No file selected.

    ترفندهای رایج در مذاکرات (بخش اول)

    Author

    چانه‌زنی یکی از رویکردهای اصلی در اصول مذاکرات است. این رویکرد شامل مجموعه‌ای از ترفندها است. بسیاری از این ترفندها در انواع مختلفی از مذاکرات چه در سطوح ساده مانند گفتگوهای روزمره افراد و چه در سطوح پیچیده و پیشرفته مانند مذاکرات تجاری و سیاسی قابل استفاده هستند. به کارگیری صحیح و به جای هر کدام از آنها می‌تواند امتیازات فراوانی را برای شخص یا تیم مذاکره کننده به همراه داشته باشد.

  • آنپاسان

    Author

    شطرنج یکی از معروف‌ترین بازی‌های تخته‌ای تمامی دوران‌ها بوده است. هر چند مردم با قواعد ابتدایی این بازی آشنایی دارند، اما یک قانون گمنام در مورد حرکت پیاده‌ها وجود دارد که اکثر بازیکنان مبتدی از آن بی‌خبرند.

  • No file selected.

    ماساژ لگن عضلات باسن

    Author

    لگن پل بین پاها و تنه است و به حرکت هماهنگ بدن کمک می کند. اگر ما در این ناحیه دچار خشکی و سفتی عضلات باشیم این مشکل مستقیما روی حرکت و هم چنین انعطاف پذیری کل بدن اثر خواهد داشت.

  • No file selected.

    آنتی اکسیدان

    Author

    اخیرا شواهدی پیدا شده است که نشان می دهد بعضی از ویتامین ها و ماده معدنی سلنیوم ممکن است به عنوان دفاعهایی در مقابل بعضی  بیماریها عمل نمایند.

تدبیر امیر

نویسنده: شایان منصوری, منتشر شده در بخش اطلاعات عمومی,

No file selected.

زمانی یک تن از راست گویان امانتی نزد تاجر محترمی گذاشت . بعد از چند روز که آمد مطالبه کند آن تاجر ابا نمود. صاحب امانت نزد امیر رفت و قضیه را باز گفت...

امیر بدو سپرد که هیچ بروز نده تا من امانت تو را گرفته، برسانم و شبانه به بهانه ای به دنبال تاجر فرستاد. او را به مجلس خود طلب کرده، اظهار مهربانی نمود و به بهانه ای انگشتری تاجر را گرفت و تماشا کند و با آن انگشتری بازی کرد و به بهانه ای بیرون آمد و آن خاتم را به دست یکی از خادمان داده و گفت: " به خانه این تاجر برو و این خاتم را به عیال او بده و بگو حاجی می گوید به نشانی این خاتم آن امانت را که چند شب قبل به خانه آورده بده که لازم است".

آن خادم به خانه تاجر رفته، چنین کرد و امانت باز آورد و پنهانی آوردن  امانت را به امیر باز گفت. امیر بعد از ساعتی قطع صحبت با تاجر کرد و از او مجلس بیرون  شد و به خانه خود روان گشت و حشمت امیر مانع بود که انگشتری خود را طلب نماید.

چون به سرای خود رفت از ماجرا آگاه شد. از خجالت به اهل خانه خود دم نزد و تا صبح هراسان بود و با خداوند نذر و نیاز برد و سوز و گداز داشت. صبحگامان امیر دنبال صاحب امانت فرستادده ، امانتش را رسانید و به او سپرد که دیگر روا آورد تاجر نکند، و خود امیر هم دیگر مواخذه نکرد و به سهولت کار صعبی را صورت داد.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

5.0/5 امتیازهای داده شده (2 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

شایان منصوری