• مزیت رقابتی چیست؟

    Author

    مزیت رقابتی مجموعه‌ای از توانایی‌های منحصر به فرد یک واحد اقتصادی است که اجازه‌ی نفوذ به بازارهای دلخواه و برتری بر رقبا را برای آن واحد فراهم می‌آورد. برای تعریف مزیت رقابتی یک واحد اقتصادی، مدیریت بایستی یک ارزیابی کامل از محیط داخلی و خارجی واحدش به عمل آورد. زمانی که مدیر بتواند یک نقطه‌ی قوت در داخل بنگاه اقتصادی‌اش پیدا کند که هم با نیاز بازار هم‌خوانی دارد و هم یک برتری نسبی در بازار ایجاد می‌کند، می‌توان گفت که به یک مزیب رقابتی دست پیدا کرده است. شرکت‌‌ها در زمینه‌های تکنولوژی، مدیریت و بازاریابی می‌توانند نسبت به رقبای خود، مزیت رقابتی داشته باشند.

  • نه خصوصیت‌ کارآفرینان

    Author

    در این بخش به بررسی نه نوع از خصوصیت‌های کارآفرینان پرداخته است. هر مورد را با توضیح و مثال  آورده تا کارآفرینان بتوانند با شناخت ویژگی‌های شخصیتی‌شان در کسب‌وکارشان موفق باشند. برای مثال کارآفرینان با شخصیت اصلاح‌کننده افرادی هستند که با استفاده از کسب‌وکارشان بر اصلاح جهان تمرکز دارند. آن‌ها افرادی صادق با توانایی راسخ در مدیریت کسب‌وکارشان هستند.  برای شناخت بیشتر شخصیت‌های کارآفرین ادامه‌ مطلب را بخوانید.

  • No file selected.

    ترفندهای رایج در مذاکرات (بخش اول)

    Author

    چانه‌زنی یکی از رویکردهای اصلی در اصول مذاکرات است. این رویکرد شامل مجموعه‌ای از ترفندها است. بسیاری از این ترفندها در انواع مختلفی از مذاکرات چه در سطوح ساده مانند گفتگوهای روزمره افراد و چه در سطوح پیچیده و پیشرفته مانند مذاکرات تجاری و سیاسی قابل استفاده هستند. به کارگیری صحیح و به جای هر کدام از آنها می‌تواند امتیازات فراوانی را برای شخص یا تیم مذاکره کننده به همراه داشته باشد.

پارادوکس مشتری مداری

نویسنده: وهاب مختاری, منتشر شده در بخش کسب و کار,

پارادوکس مشتری مداری

یک مشتری چه زمانی از یک شرکت راضی خواهد بود؟ حتماً می‌گویید زمانی که محصولی که از آن شرکت خریداری کرده است، برای مدت طولانی به خوبی برای‌اش کار کند. اما همیشه هم این طور نیست. گاهی اوقات اگر محصول مورد خریداری مشتری به مشکل بخورد، مشتری راضی‌تر می‌شود! اما چطور ممکن است؟!

درست است که خراب شدن کالایی که مشتری خریداری کرده است، موقتاً مشتری را ناراضی می‌‌کند، اما اگر خدمات پس از فروش خوبی از آن شرکت دریافت کند، بعضاً رضایت بیش‌تری نسبت به حالتی که کالای‌اش به خوبی کار کرده است، پیدا می‌‌کند! به طوری که ممکن است بعد از آن اشکال، نسبت به آن شرکت در او حس وفاداری ایجاد شود و تبدیل شود به یکی از تبلیغ‌کنندگان شرکت. این در حالی است که اگر کالای او خراب نمی‌شد، دیگر گذر مشتری به آن شرکت نمی‌افتاد و شاید اصلاً آن شرکت را کم‌کم فراموش می‌کرد! البته این مسئله یک شرط اساسی لازم دارد: این‌که مشتری باور داشته باشد که مشکل کالای‌اش یک مشکل سیستماتیک و مربوط به طراحی و ساخت بد آن کالا نیست، بلکه مشکلی است کاملاً طبیعی که در گذر زمان برای هر کالایی اتفاق می‌افتد. از این مسئله با عنوان پارادوکس مشتری‌مداری یاد می‌‌کنند. بعضی شرکت‌ها از این پارادوکس برای حفظ مشتری و تبدیل مشتری به مشتری وفادار استفاده می‌کنند و حتی گاهی اوقات در بعضی از حوزه‌ها، این روند به عرف بازار تبدیل می‌شود، به طوری که نه برای مصرف‌کننده مسئله‌ی عجیبی است و نه برای تولیدکننده.

پارادوکس مشتری‌مداری نسخه‌‌های دیگری هم دارد. به عنوان مثال، عرف بازار می‌تواند این نیاز را در مشتری ایجاد کند که باید محصول‌اش را به‌روز کند. مثلاً در بازار رایانه، همیشه با روند منظمی، قطعات با ظرفیت بالاتر به بازار عرضه می‌شود. فرض کنید امروز، حداکثر ظرفیت حافظه‌های Ram در بازار رایانه برابر ۴ گیگابایت باشد. آیا برای شرکت‌‌های تولیدکننده این امکان وجود نداشت که حافظه‌های با ظرفیت ۸ گیگابایت به بازار عرضه کنند؟ آیا تکنولوژی ساخت حافظه‌های پرظرفیت‌تر، مثلاً دو برابر یا چهار برابر حداکثر ظرفیت فعلی، هنوز به وجود نیامده است و مثلاً در یک سال آینده تجاری‌سازی می‌شود؟ یا این‌که شرکت‌ها برای افزایش سود خود، از پارادوکس مشتری‌مداری استفاده می‌‌کنند؟ نظر شما چیست؟

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.1/5 امتیازهای داده شده (7 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

وهاب مختاری