• چرا بعضی ها از بعضی دیگر ثروتمندتر هستند؟ (بخش دوم)

    Author

    در بخش اول مقاله درباره‌ی  تفاوت بین سود تجاری یا حساب‌داری و سود اقتصادی صحبت کردیم. گفتیم که یک فعالیت زمانی دارای سود اقتصادی مثبت است که درآمد حاصل از آن بیش از مجموع هزینه‌های صریح و هزینه‌‌های ضمنی (هزینه‌‌های فرصت‌های بی‌خطر از دست رفته) باشد. بخش اول مقاله با شرح و بسط بیش‌تری، این مسئله را بیان کرده است. پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه‌ی ادامه‌ی مطلب، یک نگاهی به بخش اول بیاندازید.

  • نه خصوصیت‌ کارآفرینان

    Author

    در این بخش به بررسی نه نوع از خصوصیت‌های کارآفرینان پرداخته است. هر مورد را با توضیح و مثال  آورده تا کارآفرینان بتوانند با شناخت ویژگی‌های شخصیتی‌شان در کسب‌وکارشان موفق باشند. برای مثال کارآفرینان با شخصیت اصلاح‌کننده افرادی هستند که با استفاده از کسب‌وکارشان بر اصلاح جهان تمرکز دارند. آن‌ها افرادی صادق با توانایی راسخ در مدیریت کسب‌وکارشان هستند.  برای شناخت بیشتر شخصیت‌های کارآفرین ادامه‌ مطلب را بخوانید.

  • شکاف قیمت خرید و فروش

    Author

    بسیاری از مواقع، وقتی افراد سهام یا اوراق بهادار دیگر را در تالار معاملات دنبال می‌کنند، با دو قیمت مواجه می‌شوند: یک قیمت پایین‌تر و یک قیمت بالاتر. این دو قیمت چه فرقی با هم دارند و تاثیر متقابل این فاصله قیمتی و حجم معاملات چگونه است؟

  • No file selected.

    کنفرانس برتون وودز

    Author

    کنفرانس "برتون وودز" همایشی بود که در شهر برتون وودز Bretton Woods واقع در ایالت نیوهمپشر New Hampshire واقع در شمال شرقی کشور ایالات متحده در سال ۱۹۴۴ برگزار شد. این رویداد به منظور سامان‌دهی به اوضاع مالی و پولی بعد از جنگ جهانی دوم با حضور متفقین شکل گرفت.

پارادوکس مشتری مداری

نویسنده: وهاب مختاری, منتشر شده در بخش کسب و کار,

پارادوکس مشتری مداری

یک مشتری چه زمانی از یک شرکت راضی خواهد بود؟ حتماً می‌گویید زمانی که محصولی که از آن شرکت خریداری کرده است، برای مدت طولانی به خوبی برای‌اش کار کند. اما همیشه هم این طور نیست. گاهی اوقات اگر محصول مورد خریداری مشتری به مشکل بخورد، مشتری راضی‌تر می‌شود! اما چطور ممکن است؟!

درست است که خراب شدن کالایی که مشتری خریداری کرده است، موقتاً مشتری را ناراضی می‌‌کند، اما اگر خدمات پس از فروش خوبی از آن شرکت دریافت کند، بعضاً رضایت بیش‌تری نسبت به حالتی که کالای‌اش به خوبی کار کرده است، پیدا می‌‌کند! به طوری که ممکن است بعد از آن اشکال، نسبت به آن شرکت در او حس وفاداری ایجاد شود و تبدیل شود به یکی از تبلیغ‌کنندگان شرکت. این در حالی است که اگر کالای او خراب نمی‌شد، دیگر گذر مشتری به آن شرکت نمی‌افتاد و شاید اصلاً آن شرکت را کم‌کم فراموش می‌کرد! البته این مسئله یک شرط اساسی لازم دارد: این‌که مشتری باور داشته باشد که مشکل کالای‌اش یک مشکل سیستماتیک و مربوط به طراحی و ساخت بد آن کالا نیست، بلکه مشکلی است کاملاً طبیعی که در گذر زمان برای هر کالایی اتفاق می‌افتد. از این مسئله با عنوان پارادوکس مشتری‌مداری یاد می‌‌کنند. بعضی شرکت‌ها از این پارادوکس برای حفظ مشتری و تبدیل مشتری به مشتری وفادار استفاده می‌کنند و حتی گاهی اوقات در بعضی از حوزه‌ها، این روند به عرف بازار تبدیل می‌شود، به طوری که نه برای مصرف‌کننده مسئله‌ی عجیبی است و نه برای تولیدکننده.

پارادوکس مشتری‌مداری نسخه‌‌های دیگری هم دارد. به عنوان مثال، عرف بازار می‌تواند این نیاز را در مشتری ایجاد کند که باید محصول‌اش را به‌روز کند. مثلاً در بازار رایانه، همیشه با روند منظمی، قطعات با ظرفیت بالاتر به بازار عرضه می‌شود. فرض کنید امروز، حداکثر ظرفیت حافظه‌های Ram در بازار رایانه برابر ۴ گیگابایت باشد. آیا برای شرکت‌‌های تولیدکننده این امکان وجود نداشت که حافظه‌های با ظرفیت ۸ گیگابایت به بازار عرضه کنند؟ آیا تکنولوژی ساخت حافظه‌های پرظرفیت‌تر، مثلاً دو برابر یا چهار برابر حداکثر ظرفیت فعلی، هنوز به وجود نیامده است و مثلاً در یک سال آینده تجاری‌سازی می‌شود؟ یا این‌که شرکت‌ها برای افزایش سود خود، از پارادوکس مشتری‌مداری استفاده می‌‌کنند؟ نظر شما چیست؟

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.1/5 امتیازهای داده شده (7 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

وهاب مختاری