• شکاف قیمت خرید و فروش

    Author

    بسیاری از مواقع، وقتی افراد سهام یا اوراق بهادار دیگر را در تالار معاملات دنبال می‌کنند، با دو قیمت مواجه می‌شوند: یک قیمت پایین‌تر و یک قیمت بالاتر. این دو قیمت چه فرقی با هم دارند و تاثیر متقابل این فاصله قیمتی و حجم معاملات چگونه است؟

  • اصل پارتو

    Author

    آیا شما هم به این موضوع فکر کرده‌اید که چگونه می‌توان با کم‌ترین هزینه بیشترین سود را برد؟ ...

    آیا مایل هستید با انجام تغییرات اندک در زندگی کاری و شخصی خودتان به نتایج شگرف برسید؟ ...

    برای پاسخ به پرسش‌های بالا با ما در این مطلب همراه باشید.

  • No file selected.

    جرایم یقه ‌سفید ها

    Author

    اصطلاح "یقه‌سفید" به کارمندانی اطلاق می‌شود که در ادارات، دفاتر، بانک‌ها و ... کار می‌کنند. به عبارت دیگر منظور از یقه‌سفیدها همان کامندان دفتری می‌باشد. در مقابل این اصطلاح، عبارت "یقه‌آبی" وجود دارد که برای کارگران کارخانه‌ها، تاسیسات، شرکت‌های ساختمانی و ... استفاده می‌شود. از چند ده سال پیش در ادبیات جرم‌شناسی مفهومی تحت عنوان "جرایم یقه‌سفیدها" یا White-Collar Crimes رایج شده است. با اینکه ممکن است با این اصطلح آشنا نباشید ولی بدون شک درباره این نوع از جرایم در همه جای دنیا بسیار خوانده‌اید و شنیده‌اید. در ادامه می‌توانید درباره این نوع از جرایم بیشتر بدانید.

پارادوکس مشتری مداری

نویسنده: وهاب مختاری, منتشر شده در بخش کسب و کار,

پارادوکس مشتری مداری

یک مشتری چه زمانی از یک شرکت راضی خواهد بود؟ حتماً می‌گویید زمانی که محصولی که از آن شرکت خریداری کرده است، برای مدت طولانی به خوبی برای‌اش کار کند. اما همیشه هم این طور نیست. گاهی اوقات اگر محصول مورد خریداری مشتری به مشکل بخورد، مشتری راضی‌تر می‌شود! اما چطور ممکن است؟!

درست است که خراب شدن کالایی که مشتری خریداری کرده است، موقتاً مشتری را ناراضی می‌‌کند، اما اگر خدمات پس از فروش خوبی از آن شرکت دریافت کند، بعضاً رضایت بیش‌تری نسبت به حالتی که کالای‌اش به خوبی کار کرده است، پیدا می‌‌کند! به طوری که ممکن است بعد از آن اشکال، نسبت به آن شرکت در او حس وفاداری ایجاد شود و تبدیل شود به یکی از تبلیغ‌کنندگان شرکت. این در حالی است که اگر کالای او خراب نمی‌شد، دیگر گذر مشتری به آن شرکت نمی‌افتاد و شاید اصلاً آن شرکت را کم‌کم فراموش می‌کرد! البته این مسئله یک شرط اساسی لازم دارد: این‌که مشتری باور داشته باشد که مشکل کالای‌اش یک مشکل سیستماتیک و مربوط به طراحی و ساخت بد آن کالا نیست، بلکه مشکلی است کاملاً طبیعی که در گذر زمان برای هر کالایی اتفاق می‌افتد. از این مسئله با عنوان پارادوکس مشتری‌مداری یاد می‌‌کنند. بعضی شرکت‌ها از این پارادوکس برای حفظ مشتری و تبدیل مشتری به مشتری وفادار استفاده می‌کنند و حتی گاهی اوقات در بعضی از حوزه‌ها، این روند به عرف بازار تبدیل می‌شود، به طوری که نه برای مصرف‌کننده مسئله‌ی عجیبی است و نه برای تولیدکننده.

پارادوکس مشتری‌مداری نسخه‌‌های دیگری هم دارد. به عنوان مثال، عرف بازار می‌تواند این نیاز را در مشتری ایجاد کند که باید محصول‌اش را به‌روز کند. مثلاً در بازار رایانه، همیشه با روند منظمی، قطعات با ظرفیت بالاتر به بازار عرضه می‌شود. فرض کنید امروز، حداکثر ظرفیت حافظه‌های Ram در بازار رایانه برابر ۴ گیگابایت باشد. آیا برای شرکت‌‌های تولیدکننده این امکان وجود نداشت که حافظه‌های با ظرفیت ۸ گیگابایت به بازار عرضه کنند؟ آیا تکنولوژی ساخت حافظه‌های پرظرفیت‌تر، مثلاً دو برابر یا چهار برابر حداکثر ظرفیت فعلی، هنوز به وجود نیامده است و مثلاً در یک سال آینده تجاری‌سازی می‌شود؟ یا این‌که شرکت‌ها برای افزایش سود خود، از پارادوکس مشتری‌مداری استفاده می‌‌کنند؟ نظر شما چیست؟

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.1/5 امتیازهای داده شده (7 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

وهاب مختاری