• No file selected.

    سه‌راهی معماگونه مالیه بین‌الملل (بخش ۳)

    Author

    در بخش اول مقاله ، مسئله غامض مالیه بین‌الملل را با توجه به ناگزیری در از دست رفتن یکی از سه هدف آزادی جریان سرمایه، تثبیت وضعیت اقتصادی، و جلوگیری از نوسانات نرخ مبادله ارز را مطرح کردیم. سپس در بخش دوم،سیاست‌های کشورهای امریکا، چین و منطقه یورو را در قبال مالیه بین‌الملل شرح دادیم. همچنین متذکر شدیم که خیل عظیمی از اقتصاددان‌ها و سیاست‌مداران امریکایی نسبت به سیاست چین مبنی بر کنترل نرخ ارز و سیاست بخش اعظم اروپا مبنی بر رها کردن سیاست پولی ملی مواضع تندی اتخاذ کرده‌اند. در ادامه نظر متفاوت گرگوری منکیو ، اقتصاددان شهیر امریکایی، درباره سیاست‌های دیگر کشورها را توضیح می‌دهیم.

  • انگیزش کارکنان (بخش دوم)

    Author

    کارکنان با انگیزه و پر انرژی یکی از داشته های ارزشمند کسب و کارهای امروزی به حساب می‌آیند. چگونه می‌توان این انگیزه و انرژی را به افراد سازمان منتقل کرد؟ در بخش دوم از مقاله انگیزش کارکنان، به برخی دیگر از راهکارهای ساده اما موثر، جهت افزایش انگیزه در افراد یک کسب و کار می‌پردازیم.

  • No file selected.

    جمهوری وایمار

    Author

    جمهوری وایمار درست پیش از روی کار آمدن هیتلر بر آلمان حاکم بود. در این مقاله می‌توانید درباره حکومت دموکراتیک پیش از حکومت فاشیستی هیتلر در آلمان بیشتر بدانید.

پارادوکس مشتری مداری

نویسنده: وهاب مختاری, منتشر شده در بخش کسب و کار,

پارادوکس مشتری مداری

یک مشتری چه زمانی از یک شرکت راضی خواهد بود؟ حتماً می‌گویید زمانی که محصولی که از آن شرکت خریداری کرده است، برای مدت طولانی به خوبی برای‌اش کار کند. اما همیشه هم این طور نیست. گاهی اوقات اگر محصول مورد خریداری مشتری به مشکل بخورد، مشتری راضی‌تر می‌شود! اما چطور ممکن است؟!

درست است که خراب شدن کالایی که مشتری خریداری کرده است، موقتاً مشتری را ناراضی می‌‌کند، اما اگر خدمات پس از فروش خوبی از آن شرکت دریافت کند، بعضاً رضایت بیش‌تری نسبت به حالتی که کالای‌اش به خوبی کار کرده است، پیدا می‌‌کند! به طوری که ممکن است بعد از آن اشکال، نسبت به آن شرکت در او حس وفاداری ایجاد شود و تبدیل شود به یکی از تبلیغ‌کنندگان شرکت. این در حالی است که اگر کالای او خراب نمی‌شد، دیگر گذر مشتری به آن شرکت نمی‌افتاد و شاید اصلاً آن شرکت را کم‌کم فراموش می‌کرد! البته این مسئله یک شرط اساسی لازم دارد: این‌که مشتری باور داشته باشد که مشکل کالای‌اش یک مشکل سیستماتیک و مربوط به طراحی و ساخت بد آن کالا نیست، بلکه مشکلی است کاملاً طبیعی که در گذر زمان برای هر کالایی اتفاق می‌افتد. از این مسئله با عنوان پارادوکس مشتری‌مداری یاد می‌‌کنند. بعضی شرکت‌ها از این پارادوکس برای حفظ مشتری و تبدیل مشتری به مشتری وفادار استفاده می‌کنند و حتی گاهی اوقات در بعضی از حوزه‌ها، این روند به عرف بازار تبدیل می‌شود، به طوری که نه برای مصرف‌کننده مسئله‌ی عجیبی است و نه برای تولیدکننده.

پارادوکس مشتری‌مداری نسخه‌‌های دیگری هم دارد. به عنوان مثال، عرف بازار می‌تواند این نیاز را در مشتری ایجاد کند که باید محصول‌اش را به‌روز کند. مثلاً در بازار رایانه، همیشه با روند منظمی، قطعات با ظرفیت بالاتر به بازار عرضه می‌شود. فرض کنید امروز، حداکثر ظرفیت حافظه‌های Ram در بازار رایانه برابر ۴ گیگابایت باشد. آیا برای شرکت‌‌های تولیدکننده این امکان وجود نداشت که حافظه‌های با ظرفیت ۸ گیگابایت به بازار عرضه کنند؟ آیا تکنولوژی ساخت حافظه‌های پرظرفیت‌تر، مثلاً دو برابر یا چهار برابر حداکثر ظرفیت فعلی، هنوز به وجود نیامده است و مثلاً در یک سال آینده تجاری‌سازی می‌شود؟ یا این‌که شرکت‌ها برای افزایش سود خود، از پارادوکس مشتری‌مداری استفاده می‌‌کنند؟ نظر شما چیست؟

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.1/5 امتیازهای داده شده (7 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

وهاب مختاری