• یک روش ساده برای اولویت بندی و انجام کارهای روزانه

    Author

    آیا برای شما هم این اتفاق افتاده است که شب، هنگام خواب، با خود بگویید "فردا صبح که از خواب بیدار شدم فلان کار و فلان کار رو انجام می‌دهم". اما فردا شب با ناراحتی به روزی که سپری شده ‌اندیشیده‌اید و افسوس ‌خوریده‌اید که چرا کارهایی رو که در ذهن داشتید و باید انجامشان می‌دادید نتوانسته‌اید تمام و کمال به اتمام برسانید؟ مشکل در کجاست؟ آیا مسئله اصلی، کمبود وقت است؟

  • No file selected.

    فرانسوا کنه و فیزیوکرات‌ها

    Author

    می‌خواهم درباره یکی از مکاتب اندیشه اقتصادی یعنی فیزیوکراسی صحبت کنم. واژه Physiocracy یا فیزیوکراسی از دو بخش "فیزیو" (Physio) و "کراسی" (Cracy) تشکیل شده است. "فیزیو" پیشوندی است که به عوامل طبیعی مانند زمین اشاره می‌کند و "کراسی" هم یعنی حکومت. بنابراین فیزیوکراسی به معنای حکومت عوامل طبیعی است. در تاریخ اندیشه اقتصادی، فیزیوکرات‌ها یا طرفداران مکتب فیزیوکراسی اعتقاد داشتند که زمین و منابع طبیعی اساس ثروت یک کشور را تشکیل می‌دهند و برای پیشبرد اقتصاد، بایستی به آن نگاه ویژه‌ای داشت.

  • نفرین منابع

    Author

    "نفرین منابع" یک نظریه اقتصادی است. "نفرین منابع" می‌گوید کشورهایی که از منابع طبیعی غنی (اما به هر حال محدود) بهره‌مند هستند، در بخش‌های دیگر اقتصاد از توسعه بازمی‌مانند و در نهایت گرفتار مشکلات مالی می‌شوند.

  • ویلفردو پارتو (۲)

    Author

    در مقاله ویلفردو پارتو (۱) اندکی درباره زندگی پارتو و دستاوردهای وی در حوزه علم اقتصاد صحبت کردیم. زندگی او را می‌توان به دو دوره کاملا متفاوت تقسیم کرد. تغییرات دیدگاه‌های سیاسی پارتو در دوره دوم زندگی‌اش، حرف و حدیث‌های بسیاری را برانگیخت.

جمهوری وایمار

نویسنده: وهاب مختاری, منتشر شده در بخش کسب و کار,

No file selected.

جمهوری وایمار درست پیش از روی کار آمدن هیتلر بر آلمان حاکم بود. در این مقاله می‌توانید درباره حکومت دموکراتیک پیش از حکومت فاشیستی هیتلر در آلمان بیشتر بدانید.

مردم عبارت "جمهوری وایمار" را به دورانی از تاریخ آلمان بین سال‌های ۱۹۱۹ و ۱۹۳۳ میلادی نسبت می‌دهند؛ زمانی که حکومت وقت ساختار دموکراتیک داشت و  مطابق با قانون اساسی مصوب در شهر آلمانی وایمار اداره می‌شد. البته قانون اساسی وایمار تا سال ۱۹۴۵، یعنی سال فروپاشی دولت آلمان در جنگ جهانی دوم، بر روی کاغذ ادامه پیدا کرد. اما بیشتر مردم پایان جمهوری وایمار را همان سال ۱۹۳۳ می‌دانند؛ یعنی زمانی که آدولف هیتلر روی کار آمد و در دوران "رایش سوم"، قانون اساسی جمهوری دموکراتیک وایمار معنای واقعی خود را از دست داد.

جمهوری وایمار

مطابق با قانون اساسی وایمار، آلمان به ۱۹ ایالت تقسیم می‌شد. تمامی شهروندان حق رای داشتند و می‌توانستند اعضای رایشستاگ یا همان پارلمان آلمان را به همراه رییس‌جمهور انتخاب کنند. سپس رییس‌جمهور می‌توانست صدر اعظم و اعضای کابینه را برگزیند. بسیاری از مورخین اعتقاد دارند که قانون اساسی وایمار سند درخشانی از یک دموکراسی حقیقی و آلمان تحت حکومت این جمهوری، به لحاظ ساختاری، الگویی از یک جامعه مردم‌ محور بوده است.جمهوری وایمار

به هر حال این همه ماجرا نبود. از همان آغاز، جمهوری وایمار با مشکلاتی جدی دست و پنجه نرم می‌کرد. زمانی که قانون اساسی وایمار برای اولین بار تصویب شد، بسیاری از آلمانی‌‌ها به شدت نسبت به کارایی دولت جدید تردید داشتند. همچنین احزاب چپ و راست افراطی آلمان نسبت به دولت وقت دست به مخالفت زدند. آنها معتقد بودند جمهوری وایمار از پس مشکلات بر نخواهد آمد. اگر چه جمهوری وایمار از یک دولت ائتلافی متشکل از احزاب سیاسی متعدد تشکیل شده بود، اما به خاطر مشکلات متعدد، به سختی توانست اقتدار خود را پیاده کند.

در کنار مشکلات سیاسی، جمهوری وایمار با چالش‌های اقتصادی جدی مواجه شد. در دهه ۱۹۲۰، ابرتورم سرسام‌آوری در آلمان شکل گرفت و پول آلمان به شدت ارزش خود را از دست داد. در اصطلاح اقتصادی، پول آلمان تبدیل به "پول داغ" شده بود و از ترس افت بیشتر ارزش پول، مردم آلمان ترجیح می‌دادند هر چه زودتر از شر اسکناس‌های‌شان خلاص شوند و آنها را تبدیل به کالا یا سرمایه کنند.جمهوری وایمار

ابرتورم به سرعت رکود اقتصادی را به دنبال داشت. حدود شش میلیون آلمانی از کار بی‌کار شدند و کم‌‌کم ناآرامی‌های اجتماعی شدت گرفت. اینجا بود که آدولف هیتلر از موقعیت استفاده کرد و در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ به عنوان صدراعظم آلمان انتخاب شد. کمتر از یک ماه بعد، ساختمان رایشستاگ به طرز مشکوک و از مبدا مرموزی مورد حمله قرار گرفت؛ به سرعت آدولف هیتلر با خنثی‌سازی  قدرت احزاب سیاسی مخالف تحت لوای "برقراری امنیت عمومی"، جمهوری وایمار را تبدیل به دیکتاتوری کرد.هیتلر

 

 

جمهوری وایمارمرور تاریخ آلمان، چگونگی به قدرت رسیدن هیتلر و اتفاقات پس از آن، این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که واقعا چرا مردم آلمان اجازه دادند شخصیتی مثل هیتلر جمهوری وایمار را نابود و حکومت را از آن خود کند. عوامل متعددی برای تشریح این رویدادها بیان شده است. اما آنچه مسلم است بایستی ریشه ظهور پدیده‌ای به نام هیتلر را به جای کلیات، در پس رویدادهای آلمان سال‌های قبل از آن جستجو کرد. در دورانی که تورم و بی‌کاری بیداد می‌کرد، هیتلر با وعده اصلاح اوضاع اقتصادی وارد عرصه سیاست شد. او مدعی شد که آلمان برای سامان دادن به وضعیت وخیم اقتصادی نیازمند دیکتاتوری است. همچنین هیتلر می‌خواست ناکامی‌های آلمان در جنگ جهانی اول را جبران کند و عزت و احترام را به ملیت آلمانی بازگرداند. بسیاری از مردم با آرایی که به نفع او به صندوق‌ها ریختند، نشان دادند که امیدوار به تحقق وعده‌های او هستند و نیز به توانایی هیتلر در برقراری نظم اعتقاد دارند. در آن زمان، برای مردمی که با آشفتگی‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دوران جمهوری وایمار دست و پنجه نرم می‌کردند، گزینه‌های چندانی برای انتخاب باقی نمانده بود.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.0/5 امتیازهای داده شده (14 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

وهاب مختاری