• No file selected.

    سه‌راهی معماگونه مالیه بین‌الملل (بخش ۳)

    Author

    در بخش اول مقاله ، مسئله غامض مالیه بین‌الملل را با توجه به ناگزیری در از دست رفتن یکی از سه هدف آزادی جریان سرمایه، تثبیت وضعیت اقتصادی، و جلوگیری از نوسانات نرخ مبادله ارز را مطرح کردیم. سپس در بخش دوم،سیاست‌های کشورهای امریکا، چین و منطقه یورو را در قبال مالیه بین‌الملل شرح دادیم. همچنین متذکر شدیم که خیل عظیمی از اقتصاددان‌ها و سیاست‌مداران امریکایی نسبت به سیاست چین مبنی بر کنترل نرخ ارز و سیاست بخش اعظم اروپا مبنی بر رها کردن سیاست پولی ملی مواضع تندی اتخاذ کرده‌اند. در ادامه نظر متفاوت گرگوری منکیو ، اقتصاددان شهیر امریکایی، درباره سیاست‌های دیگر کشورها را توضیح می‌دهیم.

  • No file selected.

    فرانسوا کنه و فیزیوکرات‌ها

    Author

    می‌خواهم درباره یکی از مکاتب اندیشه اقتصادی یعنی فیزیوکراسی صحبت کنم. واژه Physiocracy یا فیزیوکراسی از دو بخش "فیزیو" (Physio) و "کراسی" (Cracy) تشکیل شده است. "فیزیو" پیشوندی است که به عوامل طبیعی مانند زمین اشاره می‌کند و "کراسی" هم یعنی حکومت. بنابراین فیزیوکراسی به معنای حکومت عوامل طبیعی است. در تاریخ اندیشه اقتصادی، فیزیوکرات‌ها یا طرفداران مکتب فیزیوکراسی اعتقاد داشتند که زمین و منابع طبیعی اساس ثروت یک کشور را تشکیل می‌دهند و برای پیشبرد اقتصاد، بایستی به آن نگاه ویژه‌ای داشت.

  • نمودار پارتو

    Author

    نمودار پارتو یک ابزار کنترل کیفیت است که در کسب و کار، تحلیل بازار و دیگر حوزه‌ها کاربرد دارد. این نمودار به صاحبان کسب و کار کمک می‌کند تا با اعمال کمترین تغییرات در منابع و فرآیند تولید، بیشترین سود ممکن را به دست آورند. با استفاده کارا از منابع، یک بنگاه تولیدی می‌تواند در عین کنترل هزینه‌ها، سودش را افزایش دهد.

نفتا

نویسنده: وهاب مختاری, منتشر شده در بخش کسب و کار,

نفتا

نفتا یا پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی (North American Free Trade Agreement = NAFTA) یکی از قدرتمندترین و گسترده‌ترین معاهده‌های جهانی است که سبب ایجاد همکاری‌های وسیعی در سراسر آمریکای شمالی شده است. در مورد نفتا و دیگر پیمان‌های آزادسازی اقتصادی همیشه دو رویکرد کاملا متضاد وجود دارد.

 

نفتا قراردادی است مابین کشورهای کانادا، مکزیک و ایالات متحده که به جهت رشد میزان تجارت‌های بین این سه کشور برقرار شده است. نفتا از یکم ژانویه سال ۱۹۹۴ در جریان است و اخیرا با دو متمم اصلی به‌روز شده است:

 

یکی پیمان امریکای شمالی برای همکاری‌ اقتصادی

North American Agreement for Economic Cooperation = NAAEC

و دیگری پیمان امریکای شمالی برای همکاری در نیروی انسانی

North American Agreement for Labor Cooperation = NAALC

اخیرا یک ضمیمه هم برای پیشبرد همکاری‌ها در مسائل امنیت ملی افزوده شده است.

موافقان

یکی از مهم‌ترین اثرات نفتا، حذف تعرفه‌های گسترده بر مبادلات تجاری بین سه کشور بود. مقصد حجم گسترده‌ای از کالاهای امریکایی، دو کشور کانادا و مکزیک هستند. اما این کالاها با تعرفه‌ای سنگین وارداتی از سوی دو کشور مواجه می‌شدند که همین مسئله رغبت واردکنندگان کانادایی و مکزیکی را نسبت به واردات از امریکا کاهش می‌داد. اهم این کالاها را خودرو، لوازم یدکی خودرو، رایانه و غذا تشکیل می‌داد.

نفتا باعث تسهیل و افزایش واردات کالاهای آمریکایی به کشور مکزیک شد. به این ترتیب هم شرکت‌های واردکننده مکزیکی هزینه‌های کمتری را متقبل می‌شدند و هم سود شرکت‌های آمریکایی با توجه به صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس گسترده تولید و حمل و نقل، افزایش پیدا می‌کرد. البته شرکت‌های کانادایی هم از این رهگذر سود بردند ولی قطعا نه به اندازه شرکت‌های مکزیکی.نفتا

یکی دیگر از مزایای نفتا این بود که کالاهای مورد مبادله بین این سه کشور دارای برچسب به سه زبان انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی شد. انگلیسی برای کانادا و ایالات متحده، اسپانیایی برای مکزیک و فرانسوی برای ایالت کبک و دیگر بخش‌های فرانسوی‌زبان کشور کانادا. همچنین نفتا به طور غیرمستقیم مهاجرت‌های بین سه کشور را افزایش داد که این مسئله به طور ویژه برای مکزیکی‌های مهاجر به کشور ایالات متحده خوشایند بود.

بسیاری بر این عقیده‌اند که به لحاظ اتحاد سیاسی و اقتصادی نفتا چیزی شبیه به اتحادیه اروپا است. این مسئله هم درست است و هم غلط. اتحادیه اروپا، همانند نفتا، سبب پیوستگی اقتصادی کشورهای عضو و در نتیجه افزایش مبادلات و همکاری‌های تجاری شده است. با این وجود، اعضای اتحادیه اقتصادی اروپا واحد پول مشترک دارند که این مسئله در مورد کشورهای تحت معاهده نفتا، یعنی مکزیک، کانادا و ایالات متحده، صادق نیست.  از طرف دیگر، اتحادیه اروپا بر خلاف نفتا، ماهیت سیاسی خاص خودش را دارد که در این میان، وجود دولت مجزا و دیگر المان‌های سیاسی را می‌توان نام برد.

نفتامخالفان

همه این‌ها که گفته شد فقط یک روی سکه بود. خیلی‌ها معتقدند که برنده اصلی معاهده نفتا، فقط و فقط ایالات متحده است. آنها می‌گویند نفتا باعث شده است که شرکت‌های امریکایی کنترل همه چیز را در دست بگیرند. خیلی از کانادایی‌ها بر علیه نفتا هستند. آنها کار خود را از دست داده‌اند. شرکتی که پیش‌تر در آن کار می‌کردند، بعد از برقراری نفتا ترجیح داده یا به مکزیک نقل مکان کند و نیروی کار ارزان‌تر مکزیکی را به جای کانادایی استخدام کند و یا اینکه خود را به امریکا منتقل کرده تا از صرفه‌جویی‌های ناشی ازمقیاس تولید در آنجا نفع برد.

بسیاری از مکزیکی‌ها هم مخالف NAFTA هستند. آنها می‌گویند که حذف تعرفه‌ها و استیلای کالاهای امریکایی بر بازار مکزیک، مانع رشد صنعت در مکزیک می‌شود و مکزیک را بیش از پیش تبدیل به یک کشور وابسته می‌کند.

نفتا

 

 

همچنین بسیاری از کارگران در کشور متمول‌تر امریکا نیز به دلایلی چون دامپینگ اجتماعی با قرارداد آزادسازی اقتصادی نفتا مخالفند. ریشه مخالفت آنان چیزی شبیه به مسائلی است فرانسوی‌ها در قضیه لوله‌کش لهستانی می‌گفتند.

اما واقعیت آن است که درباره اثرات این نوع پیمان‌نامه‌ها نمی‌توان به راحتی قضاوت کرد. اگر به دور از تعصبات و علقه‌های جناحی به مسئله نگاه کنیم، برآیندی از آثار مثبت و منفی را خواهیم دید که قطعا بررسی و مداقه بیشتری را می‌طلبد.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

4.3/5 امتیازهای داده شده (18 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

وهاب مختاری

اطلاعات عمومی