• استراتژی های قیمت گذاری (بخش دوم)

    Author

    همان‌گونه که در بخش اول مقاله عنوان شد، چهار روش اصلی قیمت‌گذاری با محور قرار دادن قیمت کالا و مزیت رقابتی یا کیفیت آن وجود دارد. این روش‌ها عبارت‌اند از:

    ۱)    قیمت‌گذاری برتر: قیمت‌گذاری بالا برای کالاهای با مزیت رقابتی بالا به‌خصوص کالاهای لوکس
    ۲)    قیمت‌گذاری نفوذی: قیمت‌گذاری پایین (در ابتدای فعالیت در بازار) برای کالاهای با کیفیت خوب، جهت به دست‌آوردن سهم قابل توجهی از بازار.
    ۳)    قیمت‌گذاری مقتصدانه: قیمت‌گذاری پایین برای کالاهای کم‌کیفیت، نظیر کالاهای چینی
    ۴)    قیمت‌گذاری سرشیرگیری: قیمت‌گذاری بالا برای کالاهایی که مزیت رقابتی بالایی دارند، اما این مزیت به‌زودی توسط رقبای تازه‌وارد به بازار، از بین خواهد رفت.

  • علل بروز تورم (بخش اول)

    Author


    کمتر کسی پیدا می‎شود که کلید واژه "تورم" به گوشش نخورده باشد. همان طور که می‌دانید منظور از تورم افزایش سطح عمومی قیمت‌ها است. در این بخش از مقاله، نظریه تورم ناشی از کشش تقاضا را به اختصار بررسی می‌کنیم.

  • استراتژی های قیمت گذاری (بخش سوم)

    Author

    در بخشهای قبلی مقاله، چهار استراتژی زیر را برای قیمت‌گذاری معرفی کردیم:

    ۱)    قیمت‌گذاری اضافه بر بهای تمام‌شده: قیمت کالا برابر است با هزینه‌ی تمام‌شده‌ی کالا به علاوه‌ی درصد مشخصی از سود.
    ۲)    قیمت‌گذاری روان‌شناختی: این استراتژی به همراه استراتژی‌های دیگر استفاده می‌شود و در نتیجه استراتژی مستقلی نیست. در این روش قیمت برابر عددی تعیین می‌شود که برای ذهن ما که تمایل به ساده‌سازی دارد، مقداری کم‌تر از مقدار واقعی "به نظر آید".
    ۳)    قیمت‌گذاری خط تولید: قیمت‌گذاری برای خدمات یا کالاهای دنباله‌دار متوالی.
    ۴)    قیمت‌گذاری محصول اختیاری: قیمت‌گذاری برای خدمات یا کالاهایی که روی محصول اصلی وجود ندارد و در صورت تمایل مشتری به او ارائه می‌شود.

  • حزب چای Tea Party

    Author

    تی پارتی (حزب چای) نام حزبی است در امریکا که در سال‌های اخیر بسیار از آن شنیده‌ایم. تی پارتی چیست و چه ربطی به چای (Tea) دارد؟ در این مقاله، درباره تی پارتی متقدم و متاخر، علل شکل‌گیری، اعتقادات اقتصادی، و اهداف سیاسی آنها بیشتر خواهیم دانست.

نگاهی کوتاه به مدیریت زمان

نویسنده: سپهر جمالی, منتشر شده در بخش کسب و کار,

نگاهی کوتاه به مدیریت زمان

بسیاری از صاحبنظران مدیریت بر این باورند که کاربرد مفهوم مدیریت زمان صحیح نیست و به جای آن استفاده از برنامه ریزی زمان مطلوب‌تر می‌باشد.

زمان ارزشمندترین سرمایه هر فرد، گروه و سازمان است. زمان به عنوان تنها سرمایه برگشت ناپذیر دراختیار انسان، تنها سرمایه غیرقابل خریداری و غیرقابل تولید و بازیافت است. تولید پول، ماشین و فناوری وحتی نیروی انسانی وابسته به صرف وقت و تامین زمان است. این پرسش مطرح می‌شود که مدیریت زمان در این میان چه نقشی را ایفا می‌کند؟ همه می‌دانند که زمان گذراست و دراختیار ما نیست و فرصت از دست رفته جبران ناپذیر است، پس مدیریت این سرمایه با چنین اهمیتی، چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟

بسیاری از صاحبنظران مدیریت بر این باورند که کاربرد مفهوم مدیریت زمان صحیح نیست و به جای آن استفاده از برنامه ریزی زمان مطلوب‌تر می‌باشد. درواقع اکثر صاحبنظران علم مدیریت معتقدند که زمان اساساً اداره شدنی نیست و نمی‌توان حرکت آن را کند یا تند ساخت از این رو از مدیریت زمان، مدیریت برخویشتن را استنباط می‌نمایند و تنها به ارائه برنامه‌ها و طرح‌هایی جهت جلوگیری از اتلاف وقت و استفاده حداکثر از زمان اکتفا می‌کنند، خواه ناخواه زمان می‌گذرد و در واقع ما هستیم که باید از آن به نحو احسن استفاده کنیم. به یک تعبیر، مدیریت زمان در واقع همان مدیریت بر خویشتن است؛ شناخت صحیح و به موقع عواملی که وقت ما را هدر می‌دهند، اهمیت بسیار دارد، زیرا بدین ترتیب راه درمان بیماری اتلاف وقت را ساده تر خواهیم کرد.

برخی از کارشناسان یک الگوی خاص و قالبی را جهت جلوگیری از هدر رفتن وقت ارائه می دهند و در اصطلاح به آن مدیریت زمان می‌گویند که شامل سه اصل کلی 1- تشخیص هدف 2- تعیین اولویتها 3- رعایت اولویتهاست. آنچه این کارشناسان بیان می‌کنند تنها استفاده صحیح از وقت است، نه مدیریت زمان! حال اینکه از شاخصه‌های مدیریت، کنترل بر عوامل مؤثر در آن است. نکته‌ای که تصور آن درمورد زمان عنصری محال و غیرممکن می‌نماید.

الک مکنزی در کتاب "مدیریت بهره وری از زمان" کنترل را چنین تعریف می‌کند: کنترل زمان بدین معناست که قصور در عدم بهره‌گیری کافی از زمان متوجه خود شخص و سازمان است نه سایر افراد و سازمانها. از این رو باید با همه توان کوشید تا عادات جا افتاده را ترک کرد و باید بر کشش های منفی طبیعت انسانی چیره شد.مدیریت زمان این نوشته در صدد است که به موضوع کنترل زمان از دیدگاهی دیگر اشاره کند و دریچه ای دیگر بر روی این علم بگشاید زیرا به نظر می‌رسد که در سال‌های گذشته مبحث کنترل زمان در حاشیه قرار داشته است. کنترل زمان و مدیریت بر آن یعنی به اختیار درآوردن بازده زمانی تأثیرگذار بر یک تصمیم و جداکردن آن از قطار زمان، به نحوی که گذر زمان بر آن تصمیم بی اثر شود. لحظه ای که ما توانایی آن را داشته باشیم که تصمیمات مناسبی اتخاذ یا انتخاب کنیم که گذر زمان بر اجرای آنها بی تأثیر باشد؛ دیگر زمان در کنترل ما خواهد بود و مدیریت زمان مفهوم خواهد داشت. به بیان دیگر، مدیریت زمان را می‌توان این گونه تعریف کرد: تثبیت عامل زمان درتصمیم‌گیری‌های آگاهانه. اگرچه اتخاذ یا انتخاب تصمیمی که به طور مطلق تأثیر زمان را بر آن تصمیم از بین ببرد تقریباً غیرممکن است اما می‌توان پویش های زمانی متنوعی را ایجاد کرد، درکنترل گرفت و بر آن مدیریت کرد. به عنوان مثال، اگر یک مدیر باتوجه به طول دوره رشد عمر فرآورده، درصدد تولید همان فرآورده یا فرآورده‌ای جدید با قابلیت های بهتر برآید و منحصر به فرد بودن کالای خود را حفظ کند تأثیرگذاری زمان بر محصول خویش را برای مدتی متوقف نموده است.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

2.8/5 امتیازهای داده شده (6 امتیاز)

به اشتراک گذاری

پزشکی و سلامت