• خرج کنیم یا پس‌ انداز کنیم؟

    Author

    دادن یک تعطیلی غیر منتظره به‌عنوان پاداش، به‌خصوص در اوضاع و احوال کنونی می‌تواند لبخند بر چهره‌ی هر فردی بنشاند. اما چرا برخی از کارمندان ترجیح می‌دهند بلافاصله از آن استفاده کنند درحالیکه برخی دیگر آن‌را برای آینده پس‌انداز می‌کنند؟ چه چیزی تعیین می‌کند که یک فرد چگونه از پاداش خود استفاده خواهد کرد؟

  • لوله‌کش لهستانی (بخش دوم)

    Author

    در بخش قبلی مقاله ، درباره "دستورالعمل بولکستاین" و حمایت‌هایی که از آن شد، صحبت کردیم. در ادامه قصد داریم مخالفت‌های برآمده در سطح جوامع ثروتمند اروپا و واکنش متقابل لهستانی‌ها نسبت به رویکرد تحقیرآمیز اروپای غربی نسبت به کشورهای فقیرتر اروپای شرقی و اروپای مرکزی را به تصویر بکشیم.

  • No file selected.

    سه‌راهی معماگونه مالیه بین‌الملل (بخش ۳)

    Author

    در بخش اول مقاله ، مسئله غامض مالیه بین‌الملل را با توجه به ناگزیری در از دست رفتن یکی از سه هدف آزادی جریان سرمایه، تثبیت وضعیت اقتصادی، و جلوگیری از نوسانات نرخ مبادله ارز را مطرح کردیم. سپس در بخش دوم،سیاست‌های کشورهای امریکا، چین و منطقه یورو را در قبال مالیه بین‌الملل شرح دادیم. همچنین متذکر شدیم که خیل عظیمی از اقتصاددان‌ها و سیاست‌مداران امریکایی نسبت به سیاست چین مبنی بر کنترل نرخ ارز و سیاست بخش اعظم اروپا مبنی بر رها کردن سیاست پولی ملی مواضع تندی اتخاذ کرده‌اند. در ادامه نظر متفاوت گرگوری منکیو ، اقتصاددان شهیر امریکایی، درباره سیاست‌های دیگر کشورها را توضیح می‌دهیم.

  • استخدام و یک باور کاذب

    Author

    بر اساس یک عرف معمول، کارفرمایان از استخدام متقاضیان بیش از حد ماهر خودداری میکنند، چرا که به احتمال زیاد خیلی زود از کارشان خسته می‌شوند و به محض این‌که حس کنند فرصت شغلی بهتری وجود دارد، شغل‌شان را ترک می‌کنند.

    اما مانند خیلی از اوقات، عرف معمول به خطا می‌رود. زیرا طبق آخرین تحقیقات منتشر شده در ژورنالApplied Psychology، این عقیده که نیروی کار فوق ماهر به‌ سادگی خسته می‌شود و شغل‌اش‌ را ترک می‌کند، افسانه‌ای بیش نیست.

نگاهی کوتاه به مدیریت زمان

نویسنده: سپهر جمالی, منتشر شده در بخش کسب و کار,

نگاهی کوتاه به مدیریت زمان

بسیاری از صاحبنظران مدیریت بر این باورند که کاربرد مفهوم مدیریت زمان صحیح نیست و به جای آن استفاده از برنامه ریزی زمان مطلوب‌تر می‌باشد.

زمان ارزشمندترین سرمایه هر فرد، گروه و سازمان است. زمان به عنوان تنها سرمایه برگشت ناپذیر دراختیار انسان، تنها سرمایه غیرقابل خریداری و غیرقابل تولید و بازیافت است. تولید پول، ماشین و فناوری وحتی نیروی انسانی وابسته به صرف وقت و تامین زمان است. این پرسش مطرح می‌شود که مدیریت زمان در این میان چه نقشی را ایفا می‌کند؟ همه می‌دانند که زمان گذراست و دراختیار ما نیست و فرصت از دست رفته جبران ناپذیر است، پس مدیریت این سرمایه با چنین اهمیتی، چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟

بسیاری از صاحبنظران مدیریت بر این باورند که کاربرد مفهوم مدیریت زمان صحیح نیست و به جای آن استفاده از برنامه ریزی زمان مطلوب‌تر می‌باشد. درواقع اکثر صاحبنظران علم مدیریت معتقدند که زمان اساساً اداره شدنی نیست و نمی‌توان حرکت آن را کند یا تند ساخت از این رو از مدیریت زمان، مدیریت برخویشتن را استنباط می‌نمایند و تنها به ارائه برنامه‌ها و طرح‌هایی جهت جلوگیری از اتلاف وقت و استفاده حداکثر از زمان اکتفا می‌کنند، خواه ناخواه زمان می‌گذرد و در واقع ما هستیم که باید از آن به نحو احسن استفاده کنیم. به یک تعبیر، مدیریت زمان در واقع همان مدیریت بر خویشتن است؛ شناخت صحیح و به موقع عواملی که وقت ما را هدر می‌دهند، اهمیت بسیار دارد، زیرا بدین ترتیب راه درمان بیماری اتلاف وقت را ساده تر خواهیم کرد.

برخی از کارشناسان یک الگوی خاص و قالبی را جهت جلوگیری از هدر رفتن وقت ارائه می دهند و در اصطلاح به آن مدیریت زمان می‌گویند که شامل سه اصل کلی 1- تشخیص هدف 2- تعیین اولویتها 3- رعایت اولویتهاست. آنچه این کارشناسان بیان می‌کنند تنها استفاده صحیح از وقت است، نه مدیریت زمان! حال اینکه از شاخصه‌های مدیریت، کنترل بر عوامل مؤثر در آن است. نکته‌ای که تصور آن درمورد زمان عنصری محال و غیرممکن می‌نماید.

الک مکنزی در کتاب "مدیریت بهره وری از زمان" کنترل را چنین تعریف می‌کند: کنترل زمان بدین معناست که قصور در عدم بهره‌گیری کافی از زمان متوجه خود شخص و سازمان است نه سایر افراد و سازمانها. از این رو باید با همه توان کوشید تا عادات جا افتاده را ترک کرد و باید بر کشش های منفی طبیعت انسانی چیره شد.مدیریت زمان این نوشته در صدد است که به موضوع کنترل زمان از دیدگاهی دیگر اشاره کند و دریچه ای دیگر بر روی این علم بگشاید زیرا به نظر می‌رسد که در سال‌های گذشته مبحث کنترل زمان در حاشیه قرار داشته است. کنترل زمان و مدیریت بر آن یعنی به اختیار درآوردن بازده زمانی تأثیرگذار بر یک تصمیم و جداکردن آن از قطار زمان، به نحوی که گذر زمان بر آن تصمیم بی اثر شود. لحظه ای که ما توانایی آن را داشته باشیم که تصمیمات مناسبی اتخاذ یا انتخاب کنیم که گذر زمان بر اجرای آنها بی تأثیر باشد؛ دیگر زمان در کنترل ما خواهد بود و مدیریت زمان مفهوم خواهد داشت. به بیان دیگر، مدیریت زمان را می‌توان این گونه تعریف کرد: تثبیت عامل زمان درتصمیم‌گیری‌های آگاهانه. اگرچه اتخاذ یا انتخاب تصمیمی که به طور مطلق تأثیر زمان را بر آن تصمیم از بین ببرد تقریباً غیرممکن است اما می‌توان پویش های زمانی متنوعی را ایجاد کرد، درکنترل گرفت و بر آن مدیریت کرد. به عنوان مثال، اگر یک مدیر باتوجه به طول دوره رشد عمر فرآورده، درصدد تولید همان فرآورده یا فرآورده‌ای جدید با قابلیت های بهتر برآید و منحصر به فرد بودن کالای خود را حفظ کند تأثیرگذاری زمان بر محصول خویش را برای مدتی متوقف نموده است.

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

2.8/5 امتیازهای داده شده (6 امتیاز)

به اشتراک گذاری