• No file selected.

    ترفندهای رایج در مذاکرات (بخش چهارم)

    Author

    "هندونه زیر بغل کسی گذاشتن"، اصطلاح رایجی است که بارها شنیده‌ایم و احتمالا به دفعات این کار را در مورد دیگران انجام داده‌ایم و یا دیگران آن را در مورد ما انجام داده‌اند. اما همین عمل ساده یکی از ترفندهای جالب در مذاکرات است که اگر یک مذاکره کننده موفق به صورت زیرکانه از آن استفاده کند می‌تواند در هدایت جریان مذاکره به نقطه دلخواه، بسیار اثر گذار باشد.

  • علل بروز تورم ( بخش سوم)

    Author

    بخش دوم مقاله، نظریه تورم ناشی از فشار هزینه را مطرح کردیم و با ارائه مثال شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ و معرفی مفهوم مارپیچ دستمزد قیمت، بحث را پیش بردیم. در ادامه، درباره علل بروز مارپیچ دستمزد قیمت صحبت می‌کنیم و در نهایت، با طرح زمینه‌های بین المللی افزایش فشار هزینه، نظریه دوم تورم را ادامه می‌دهیم.

  • اصل پارتو

    Author

    آیا شما هم به این موضوع فکر کرده‌اید که چگونه می‌توان با کم‌ترین هزینه بیشترین سود را برد؟ ...

    آیا مایل هستید با انجام تغییرات اندک در زندگی کاری و شخصی خودتان به نتایج شگرف برسید؟ ...

    برای پاسخ به پرسش‌های بالا با ما در این مطلب همراه باشید.

  • چرا بعضی ها از بعضی دیگر ثروتمندتر هستند؟ (بخش دوم)

    Author

    در بخش اول مقاله درباره‌ی  تفاوت بین سود تجاری یا حساب‌داری و سود اقتصادی صحبت کردیم. گفتیم که یک فعالیت زمانی دارای سود اقتصادی مثبت است که درآمد حاصل از آن بیش از مجموع هزینه‌های صریح و هزینه‌‌های ضمنی (هزینه‌‌های فرصت‌های بی‌خطر از دست رفته) باشد. بخش اول مقاله با شرح و بسط بیش‌تری، این مسئله را بیان کرده است. پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه‌ی ادامه‌ی مطلب، یک نگاهی به بخش اول بیاندازید.

رهبر یک کسب و کار؟ یا مدیر یک کسب و کار؟

نویسنده: میلاد صبوری, منتشر شده در بخش کسب و کار,

رهبر یک کسب و کار؟ یا مدیر یک کسب و کار؟

یک شرکت تجاری برای پیشبرد اهداف خود نیاز به یک رهبر دارد یا یک مدیر؟ اساسا آیا این دو فرقی هم با هم دارند یا صرفا دو اصطلاحی هستند که بعضا به جای همدیگر استفاده می‌شوند.

اجازه دهید کمی دقیق‌تر ویژگی‌های یک مدیر را در یک بنگاه اقتصادی بررسی کنیم. از یک دیدگاه کلی مدیر به شخصی گفته می‌شود که تمرکز اصلی آن بر روی مدیریت و هماهنگی یک تعداد از افراد و فعالیت‌های آنها می‌باشد. یک مدیر در سازمان به دنبال این است که وظایف روزانه شرکت توسط افراد مختلف به درستی انجام شود. به عبارت دیگر یک مدیر با اتخاذ تاکتیک‌های مدیریتی مختلف سعی می‌کند تا سازمان در یک برنامه زمان‌بندی مشخص به اهداف عملیاتی‌اش نزدیک سازد. یک مدیر خوب باید به جزئیات دقت داشته باشد و سعی کند تا حد امکان تمام فعالیت‌هایی که در شرکت رخ می‌دهد در راستای رسیدن به اهداف از پیش تعریف شده باشد. مدیر باید دارای یک روابط عمومی خوب باشد تا بتواند به راحتی با کارمندان خود ارتباط برقرار کرده و از آنها کار درست را بخواهد.

در مقابل رهبر یک سازمان یا شرکت تجاری شخصی است که بر خلاف مدیر که یک دید ریزبین به مسائل دارد، دارای یک دید کلی نگر به مسائل است. یک رهبر همواره از بالا به مسائل برخورد می‌کند و همیشه به آینده توجه دارد نه به مسائل جاری، چرا که این این موضوع وظیفه یک مدیر خوب است. یک رهبر باید قدرت جذب بالا، اتفاقات پیرامون خود را رصد و دریافت کند. به صورت صحیح درک کند و به طور دقیق تحلیل و بررسی نماید تا بر اساس آن چشم‌انداز و استراتژی‌های کلی شرکت را ترسیم کند. یک مدیر کسی است که شرایط موجود را می‌پذیرد و براساس شرایط موجود برنامه‌های عملیاتی سازمان یا شرکت خود را تدوین و مدیریت می‌کند. در حالی که یک رهبر با مشاهده و تجزیه و تحلیل شرایط موجود، سعی می‌کند تا با تدوین استراتژی‌های کلان سازمان، کسب و کار خویش را به سمت شرایط مطلوب هدایت نماید.

به طور کلی، هدف یک مدیر خوب این است که کارها در چه زمانی و به چه شکلی انجام شوند و هدف یک رهبر این است که اصولا چه کاری باید انجام شود و چرا باید انجام شود. به عبارت بهتر نقش رهبر در کسب و کار این است که تشخیص دهد چه کارهایی درست است که انجام شود و نقش مدیر این است که کارهایی را که رهبر تشخیص داده تا انجام شوند را، درست و بدون نقص در سازمان به انجام برساند

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟

3.0/5 امتیازهای داده شده (3 امتیاز)

به اشتراک گذاری

در مورد نویسنده

میلاد صبوری